زندگی مانند جدولی است که اگر خانه های آن را پر کنید جایزه آن مرگ است….
زندگی زیباست حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی
چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!
انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست
اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری
عشقولانه
بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم
نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را
نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را
که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت
بدون عشق تو، هیچم…
من 4 چیزو خیلی دوست دارم:
تو آسمون خدا رو
رو زمین خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو
تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز می شن - با هم بسته می شن - با هم می خندن - با هم گریه می کنن - با هم می چرخن . جالب اینجاس که هیچ کدوم هم اون یکی رو نمی بینه. دوستی یعنی این! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز می مونه (چشمک).
نتیجه گیری اخلاقی: دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!
من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم .
زندگی مانند جدولی است که اگر خانه های آن را پر کنید جایزه آن مرگ است….
زندگی زیباست حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی
چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!
انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست
اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری
عشقولانه
بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم
نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را
نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را
که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت
بدون عشق تو، هیچم…
من 4 چیزو خیلی دوست دارم:
تو آسمون خدا رو
رو زمین خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو
تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز می شن - با هم بسته می شن - با هم می خندن - با هم گریه می کنن - با هم می چرخن . جالب اینجاس که هیچ کدوم هم اون یکی رو نمی بینه. دوستی یعنی این! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز می مونه (چشمک).
نتیجه گیری اخلاقی: دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!
من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم .
زندگی مانند جدولی است که اگر خانه های آن را پر کنید جایزه آن مرگ است….
زندگی زیباست حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی
چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!
انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست
اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری
عشقولانه
بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم
نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را
نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را
که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت
بدون عشق تو، هیچم…
من 4 چیزو خیلی دوست دارم:
تو آسمون خدا رو
رو زمین خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو
تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز می شن - با هم بسته می شن - با هم می خندن - با هم گریه می کنن - با هم می چرخن . جالب اینجاس که هیچ کدوم هم اون یکی رو نمی بینه. دوستی یعنی این! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز می مونه (چشمک).
نتیجه گیری اخلاقی: دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!
من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم .
| ام اس و جکهای با حال بیست جدید |
| سلام امروز براتون کلی جک و اس ام اس با حال اما کمی بی ادبی براتون نوشتم . امیدوارم با این جکها کمی خنده هم روی لباتون بشینه جدیدترین اس ام اس با حالقدیمیا: قمار و عرق و خانم بازیامروزیا: اکس و سکس و دختر بازیما هم که: چیپس و پفک و ... من تف می زنم تا لیز شه. دست می زنم تا خیس شه و بعد می کنم تو. شما چجوری...پسر: دوسِت دارمدختر: خفه شوپسر: عاشقتمدختر: خفه شوپسر: دلم برات تنگ شدهدختر: خفه شوپسر: زنم میشی؟....این هم جدید ترین جکهای سال ۸۵قزوینیه داشته تو کیوسک بچهه رو می کرده. یهو یه پلیس با لگد در رو باز می کنه. قزوینیه میگه این چه طرز در باز کردنه، کیرم رفت تو کون قزوینیه داشته واسه رفیقش تعریف میکرده که: بالام جان دیشب رفته بودیم عروسی، جات خالی ....قزوینیه میره مغازه روبات فروشی، فروشندهه شروع میکنه به تعریف از روباتا و میگه: آقا این روباته آخر کاره، بهترین روباتیه که تا حالا ساخته شده، ببین...یک بابایی رو میفرستند ماموریت آذربایجان. یارو روز اول وارد شهر میشه، از یکی میپرسه: ببخشید، بهترین هتل این شهر کجاست؟ ترکه یکم نگاش میکنه، میگه: گریبی؟..... |
| دوست داشتن از عشق برتر است و بعضی ها |
| دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جور جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارددوست داشتن نیز همگام با آن اوج میابدعشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعمی و عطری ویژه خویش دارد ، می توان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هستعشق با شناسنامه بی ارطبات نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند ...بعضی ها بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاهبعضیها شعرشان کهنه است، فکرشان نوبعضیها شعرشان نو است، فکرشان کهنهبعضیها یک عمر زندگی میکنند برای رسیدن به زندگیبعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشندبعضیها حمال کتابندبعضیها بقال کتابندبعضیها انباردارکتابندبعضیها کلکسیونر کتابند |
روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.
ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
*********************************************
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»
*********************************************
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
*********************************************
به یکی میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟
می گه: راهنمام گیر کرده!!
*********************************************
یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.
*********************************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!
اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم.
*********************************************
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده، هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه: احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.
*********************************************
شخصی به حمام رفت بدون اینکه موهایش را خیس کند به آن شامپو زد.
از او پرسیدند چرا این کار را کردی؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود برای موهای خشک.
*********************************************
از زرنگی می پرسن دو دوتا میگه چهارتا برای جایزه بهش چهارتا گردو می دن.
یه روز دیگه ازش می پرسن دو دو تا می گه یه گونی.
*********************************************
بابای یکی میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن.
بنده خدا خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران میکنم!
*********************************************
روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟
می گه:نع...نع..نع!!!
*********************************************
از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟
خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی!
*********************************************
اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.
*********************************************
یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه .
ناظم در حال خروج از پرویز پرسید:چرا زودتر نیامدی بگویی؟
پرویز سری خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو میزد.
*********************************************
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
یک روز یکی دو تا دزد می گیره زنگ می زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.
بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا میکشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!
*********************************************
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش، زخم و میشدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار میکنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس میگذاریم بغل این چاه، هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میکشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف میزنن سوت میکشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب میکنن، میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر میکنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
*********************************************
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!
*********************************************
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
آرزوی سلامتی
روزی شخصی به عیادت دوستش رفت و حال او را پرسید.
او گفت: «تبم قطع شده ولی گردنم خیلی درد می کند.»
شخص عیادت کننده با خونسردی گفت:« امیدواریم آن هم قطع شود.»
********************************
نسخه دکتر
بیمار:« آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می کند!»
دکتر: «مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟»
بیمار: «چرا، پیچیدم دور انگشتم، ولی اثر نداشت!»
********************************
بیکاری
شخصی ساعتش کار نمی کرد. رفت گشت، برایش کار پیدا کرد.
********************************
به شرط چاقو
مردی بادکنک فروشی باز کرد، اما بعد ازمدتی ورشکست شد، چون بادکنک هایش را به شرط چاقو می فروخت.
********************************
در کلاس زیست شناسی
معلم:« سعید! دو تا حیوان دو زیست نام ببر.»
سعید:«قورباغه و برادرش.»
********************************
دروغگوها
اولی: «یک روز توپم را شوت کردم، رفت کره ماه، خورد توی سر یک نفر و برگشت.»
دومی: «عجب! پس آن توپی را که خورد توی سرم تو شوت کرده بودی؟»
********************************
نشانی
اتوبوس سرچهار راه رسید. پیرمردی از مسافرها، عصایش را روی پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« این جا چهار راه سعدی است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخیر، این جا ستون فقرات بنده است.»
********************************
فراموشی
مردی به مطب پزشک رفت و گفت: «آقای دکتر! چند وقتی است که بیماری فراموشی گرفته ام. چه کار کنم؟»
پزشک:« اول بهتر است تا فراموش نکرده ای، ویزیت مرا بدهی.»
********************************
در کلاس ریاضی
معلم:« ناصر! اگر حمید ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تای آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برایش می ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حمید را نمی شناسیم و کاری هم به کارش نداریم.»
********************************
تکرار تاریخ
پسری به پدرش گفت:« پدرجان! یادتان هست که می گفتید اولین دفعه که ماشین پدرتان را سوار شدید، ماشین را درب و داغان برگرداندید خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم یادتان هست که همیشه می گویید تاریخ تکرار می شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار دیگر تاریخ تکرار شد.»
********************************
آموزش
از مردی پرسیدند: «کباب را چطور می پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزی سررشته ندارم. آن را درست کنید، خوردنش را به شما یاد می دهم.»
********************************
وای ...!
مشتری: « این کت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتری: « وای! اون یکی چی؟»
فروشنده: « دو تا وای!»
********************************
پدر:« پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممکن است بفرمایید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید؟»
********************************
موش مردگی
یک نفر خودش را به موش مردگی می زند، گربه می خوردش.
********************************
در چشم پزشکی
پزشک:« متأسفانه چشم شما دوربین شده.»
بیمار: «آخ جان! پس می توانم یک حلقه فیلم بیندازم توش و چند تا عکس بگیرم.»
********************************
در کلاس درس
معلم:« بگو ببینم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقی دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجانی است، ولی برق خانه ما پولی است.»
********************************
یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!
********************************
شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!
********************************
راه گم کرده
ملا خود را از دست طلبکاران به مردن می زند، او را شستشو داده کفن می کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان می برند تا دفن کنند اما تشییع کنندگان راه قبرستان را گم می کنند و هر چه می گردند موفق نمی شوند به یافتن راه، ملا که طاقت خنگی آن ها را نداشت از میان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
********************************
کندن بال مگس
ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود!
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگاه تاریک و خاموش
در ان خلو تگه تاریک و خاموش
نگه کردم بچشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پرنیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لب هایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فرو خواندم بگوشش قصه عشق
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا میخواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نر م
بر روی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
فروغ فرخزادیه باری به خارجیه میره خواستگاری بعد باباهه میگه مهریه 50 ملیون بعد ترکه مبگه: اووو شبی چند حساب کردین؟
زن باید سه تا خاصیت داشته باشد:
تبسمی کوچک : زنی ناشناس یه (( برنارد شا )) نوشت : شما باهوش ترین مرد جهان هستید و من زیباترین زن دنیا ! پیشنهاد می کنم با هم ازدواج کنیم تا صاحب کاملترین بچه دنیا بشویم . (( برنارد شا )) در جواب نوشت : اگر بچه زیبایی را از من و هوش را از شما به ارث ببرد ٬ آن وقت چه خاکی به سرمان بریزیم سکس برای انسان... مثل هوا برای نفس کشیدن و زندگی مهمه. سکس نقطه اوج لذتهای کشفشده و کشفنشده آدمهاست. هر چیز داغی سکس نیست ولی سکس تموم چیزای داغه. سکس آدم رو به حرکت وادار میکنه و خون رو توی رگها به جریان میندازه و...دستهبندی انواع سکس:1- سکس سکرت.2- سکس قانونی.3- سکس زورکی.4- سکس من در آوردی.5- سکس رمانیک.6- سکس یه نفری.7- سکسکه.و اما توضیحات بیشتر: 1- سکس سکرتدرجه بندی: خنثیاین نوع ارتباط یواشکی صورت میگیره.فراوانترین نوع سکسه.عموما یه نفر توش مچاله میشه که عموما طرف ضعیفتره.اصولا بر پایه شهوت صورت میگیره.توی این رابطه وعده و وعید زیاد ردوبدل میشود.لذتش از همه انواع سکس زیادتره.شرایط و موقعیتهای خاصی رو میطلبه.خطریه.عواقب داره.و.... 2- سکس قانونیدرجهبندی: مثبت و منفیاسمش ازدواج یا زناشویی است.همون سکس سکرته که تابلو شده.انگار که دونفر داد بزنن آییییی ما میخوایم از این به بعد شبا با هم بخسبیم!توی این رابطه گاهی هر دونفر و گاهی یه نفر مچاله میشن.مثلا، در امتداد دوست داشتن و عشق صورت میگیره.هدف داره و موجب بقای نسل میشه.همه حداقل یه بار تجربهاش میکنند.مبارکه. 3- سکس زورکیدرجهبندی: فوق العاده منفیاصولا بر پایه تمایلات شدید شهوانی و حیوانی صورت میگیره.همیشه توی این رابطه جنس نر نقش تجاوزگر رو بازی میکنه.اونقدر کثیفه که در موردش حرفی نزنم بهتره. 4- سکس من در آوردیدرجهبندی: منفیاسمش صیغه است.مثلا قانونیه.مثلا برای ثواب کردن انجام میشه.سکس سکرت رو میشه به این نوع سکس ترجیح داد.اونقدر لوث و احمقانه است که آدم عقش میگیره.زن عملا توی این رابطه به طور کاملا قانونی و رسمی دست به دست میشه.متاسفم. 5- سکس رمانتیکدرجهبندی: عالییه اتاق نیمه تاریک.شمع روشن.عطر مست کننده پیچیده در فضا .موسیقی ضربان پر خواهش دو قلب.بوسه و اشتیاق لمس.نهایت دیوونگی عاشقانه.عشقبازی همیشگی.حرارت، تب، رویا و خلسه.... 6- سکس یه نفریدرجهبندی: منفیاسمش خودارضاییه.همه چی خلاصه میشه.یه عمل منفعلانه و بدوی.و رواج فوق العاده. 7- سکسکهدرجهبندی: ؟؟؟رابطه جنسی مری و معده که صدای اون از دهن میزنه بیرون!یه رابطه فوق العاده زورکی.و شاید عاشقانه.و چقدر بعضیا بیرحم هستند که در موقع سکسکه آب میخورند.
چگونگی استفاده از کاندوم مردانه
قبلقبل ازنزدیکی و مقاربت:
با دقت بسته کاندوم را باز کنید تا کاندوم پاره نشود.( از قیچی و یا چیزهای تیزمانند ناخن و یا دندان برای باز کردن آن استفاده نکنید.)
کاندوم را پیش از استفاده از حالت رول و پیچ خورده باز نکنید. اگر شما ختنه نکرده هستید ابتدا پوسته بالایی را عقب کشیده کاندوم را برروی آلت تا انتهای قسمت سخت آلت بکشید. دقت کنید که اگر احیاناً کاندوم را برعکس بر روی آلت قرار داده اید سعی نکنید که مجدداً آن را برگردانید. حتماً ازیک کاندوم جدید استفاده کنید
افرادی که از راه تماس جنسی امرار معاش می کنند، یکی از گروه های در معرض خطر با ریسک بسیار بالا می باشند.
موضوع و اصطلاحی به نام "خودفروشی" از گذشته های بسیار دور، در تاریخ بسیاری از جوامع مطرح بوده و از آن یاد شده است. بررسی و ارزش گذاری بر روی این اصطلاح، اخلاقی بودن و یا غیر اخلاقی بودن آن خارج از بحث امداد ایدز می باشد. در این قسمت ما سعی می کنیم که تنها به بررسی راه هایی که باعث کمتر کردن ریسک انتقال در بین این افراد و به طبع آن کمتر کردن خطر انتشار از طریق این گروه به جامعه بپردازیم.
بسیار مهم است که قبل از تماس و داشتن رابطه جنسی برای مشتری خود کاملاً روشن و واضح مشخص کنید که شما چه کارهایی را انجام می دهید وچگونه انجام می دهید. همچنین مشخص کنید که چه کارهایی را تحت هیچ شرایطی و در هیچ صورتی انجام نخواهید داد. فقط دراین صورت شما شانس این را خواهید داشت تا شرایط را در کنترل خود داشته و قواعد کار را تعین کنید.
مشتری هایی هم هستند که مایل نیستند از کاندوم استفاده کنند. برای محافظت از خودتان در چنین شرایطی دو راه وجود دارد تا خودتان را در برابر خطر آلودگی محافظت کنید. راه اول این است که شما مشتری خود را جواب کرده و خطر را از خود دور کنید و در صورتی که شما هنوزتمایل دارید یک رابطه جنسی با مشتری خود برقرار کنید به شکلی باشد که دخول انجام نگیرد و از تماس مستقیم دهانی با عضو جنسی خودداری کنید. بخش "رابطه جنسی امن تر" را نیز به دقت مطالعه نمایید.
بهانه هایی برای عدم استفاده از کاندوم
بهانه هایی که ممکن است از اشخاص بشنوید تا از استفاده کاندوم طفره روند و پاسخی که می توانید بدهید.
◄ آیا به من اعتماد نداری؟
- مسئله بر سر اعتماد داشتن نیست، آدم ممکن است که آلوده باشد بدون اینکه به آن آگاهی داشته باشد.
◄ من زمانی که از کاندوم استفاده می کنم احساس لذت ندارم.
- شاید یک راهی احتیاج داری که مدت آمیزش بیشتر ادامه پیدا کند و کاندوم برای رفع مشکل زود ارضایی کمک می کند.
◄ من نمی توانم نعوذ بمانم وقتی که کاندوم را روی آلتم می کشم.
- من در کشیدن آن به تو کمک خواهم کرد و کمک می کنم که نعوذ بمانی.
◄ من با خودم کاندوم همراه ندارم.
- من همراه دارم.
◄ من قرص ضد حاملگی استفاده می کنم، تو احتیاجی به استفاده از کاندوم نداری.
- من دوست دارم که به هر حال استفاده کنم. آن به ما کمک می کند که آلوده گی های احتمالی پیش نیاید.
◄ اما من عاشق تو هستم.
- بنابراین تو کمک خواهی کرد که سلامت بمانیم.
◄ فقط همین یکبار
- یکبار می تواند همه چیزی اتفاق بیفتد.
◄ من می ترسم که فکر کند به او اعتماد ندارم اگر بگویم که کاندوم استفاده کند.
- وقتی که شما نتوانید به او بگویید احتمالاً به او اعتماد ندارید.
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت میسوزم
کاشکی بودیو میدیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاره از تو
خاطراتت تنها باقی مونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم
داشتن شریک جنسی آن چیزی که مهم است، لذت بردن و رضایت هر دو طرف ازاین ارتباط می باشد. لذت و رضایت ازهر آنچه که انجام می دهید و همه آن چیزهایی که بر روی شما انجام می شود.
رابطه جنسی بین دو شخص نه فقط برای ارضای تن، بلکه همچنین برای رضایت و سلامت روح و روان می باشد. شکل های گوناگونی از ارتباط بین انسان ها وجود دارد چه رابطه با مرد، رابطه با زن، غیر همجنس و همجنس. ستایش، معاشقه، بوسیدن، نوازش و یکدیگر را به اوج لذت رساندن.
در یک رابطه جنسی اجازه بدهید هر کاری که به شما احساس رضایت می دهد انجام گیرد. اما اجازه ندهید چیزی را که به آن میل ندارید و یا از آن لذت نمی برید، انجام پذیرد. از همه مهم تر تحت هیچ شرایطی سلامت خود را با انجام کارهای خطرناک به بازی نگیرید و در این مورد سهل انگاری نکنید.
بسوی زفاف
پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز "زنانگی" و پایان "دوشیزگی" شمرد.
تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی " شرم " نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.
در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.
این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است.
معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند. در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.
از نظر روانشناسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری ، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود زیرا اغلب منشا و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.
در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی نمی برند آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تالمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است.
بسیاری از امراض دیگر چون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالبا در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار ، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد. این است که باز تکرار می کنیم در نوازش و مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب رفاف به هیچ نباید کوتاهی کرد.
هیچ دختری فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگر مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شبهای متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسمانی خو بگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی شود.
عمر انسان آن قدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره ، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروایی خواهد انجامید.
در اینجا باید یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس و سستی در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد.
اصولا زن وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم است طبیعتا می خواهد بر او ظفر یابند ولی بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و مرد باید با فراست دریابد که هنگام دخول فرا رسیده است.
به طور کلی در هفته های اول ازدواج برای نزدیکی نباید پافشاری کرد جز آن که عروس خود ابراز تمایل کند.شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد. شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب رو تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد.
منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه میکنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .
ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند.
همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت .
اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :
1- درد به علت پارگی پرده بکارت .
این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .
2- درد به علت دخول
این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.
در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :
1- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم
2- استفاده از ژل لوبریکانت
3- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.
4- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
5- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.
پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمیشود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید.
تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود.
*** پیام عاشقی ***
سلام من فرزاد هستم سلام بر مردم ایران و سلام دو چندان به مردمان خون گرم شهرستان چالوس روستای کجور و میخساز، شهرستان نوشهر، بخش کجور روستای جواهر ده، روستای جنت رودبار روستای دو هزار برسه روستای سه هزار درجان روستای کلاردشت، کردیچال و کلمه، روستای لاویج رییس کلا، کرچی، شهرستان نور، بخش چمستان، روستای جوربند، شهرستان نور، بخش چمستان مازندران و روستای مختار، شهرستان یاسوج روستای دلی بهرام بیگی، شهرستان دنا روستای کریک، شهرستان دنا روستای چشمه بلقیس چرام، شهرستان کهگیلویه، بخش چرام روستای دیشموک، شهرستان کهگیلویه روستای مارین، شهرستان گچسارانروستای سیمین ابرو، بخش مرکزی همدان
روستای ورکانه، بخش مرکزی همدان
روستای خاکو، بخش مرکزی همدان
روستای حبشی، شهرستان اسدآباد روستای علیصدر، بخش گل تپه، همجوار غار علیصدرروستای ماجولان، بخش شاهرود روستای کزج، بخش خورش رستم
روستای برندق، بخش خورش رستم روستای انار، بخش لاهرود، همجوار گورستان باستانی روستای برزند، بخش انگوت گرمی، همجوار آتشکده برزند روستای شهر مجن، شهرستان شاهرود، بخش بسطام روستای قلعه نوخرقان، شهرستان شاهرود روستای فرومد، شهرستان شاهرود، بخش میامی روستای دیباج، شهرستان دامغان، بخش مرکزی
روستای رامه و قالیباف، شهرستان گرمسار، بخش آرادان
روستای ملاده، شهرستان سمنان، بخش سرخه، همجوار آرامگاه شیخ
علاء الدوله سمنانیروستای رویین، بخش مرکزی اسفراین
روستای اسفیدان، بخش گرمخان بجنورد
روستای درکش، شهرستان مانه و سملقان
روستای انجدان، بخش مرکزی اراک
روستای هزاوه، بخش مرکزی اراک
روستای وفس، بخش مرکزی کمیجان
روستای جاسب، بخش مرکزی دلیجان
روستای کاروانسرا، بخش مرکزی اراکروستای خوین، بخش حلب
روستای قروه، شهرستان ابهر
روستای شاه نشین، بخش آب
روستای گلابر، بخش مرکزی ایجرود، همجوار سد عظیم گلابر
روستای عمرانی (عزیز آباد)، شهرستان گناباد بخش مرکزی
روستای اخلمد، شهرستان چناران، بخش مرکزی
روستای ابرده سفلی، شهرستان مشهد، بخش طرقبه
روستای مزینان، شهرستان سبزوار، بخش داورزن،
روستای باغستان، شهرستان فردوس، بخش مرکزی
روستای بار، شهرستان نیشابور، بخش تحت جلگه
روستای دیزباد علیا، شهرستان نیشابور، بخش زبرخان روستای بزد، شهرستان تربت جام، بخش مرکزیروستای باجگان، بخش مرکزی بافق
روستای قطروم، بخش مرکزی بافق
روستای شادکام، بخش مرکزی بافق
روستای ده بالا، بخش مرکزی تفت
روستای طرزجان، بخش مرکزی تفت
روستای اسلامیه، بخش مرکزی تفت
روستای توران پشت، بخش مرکزی تفت
روستای سانیج، بخش مرکزی تفت
روستای کرخنگان، بخش مرکزی خاتم
روستای سریزد، بخش مرکزی خاتم
روستای منشاد، بخش مرکزی خاتم
روستای مافونیک، بخش مرکزی سربیشه
روستای چنش، بخش مورسربیشه،
روستای چشمه، بخش مرکزی فارسان
روستای یاسه چا، بخش سامان
روستای هوره، بخش سامان
روستای امام قیس، بخش گندمان
روستای شیخ علیخان، بخش مرکزی کوهرنگ
روستای گیو، بخش خلجستان
روستای دره قاهان، بخش خلجستان
روستای وشنوه، بخش میم، همجوار غار تاریخی وشنوه
روستای صلوات آباد، شهرستان بیجار
روستای اورامان تخت، شهرستان سروآباد
روستای پالنگان، شهرستان کامیاران
روستای خسروآباد گروس، شهرستان بیجار
روستای نگل، شهرستان سنندج
روستای اوینگ، شهرستان سنندج
روستای نوره، شهرستان سنندجرود فاریاب،
روستای نایبند، بخش عسلویه
روستای طاهری(سیراف
روستای سیرچ، شهرستان کرمان، بخش شهداد
روستای کوهپایه، شهرستان کرمان
روستای بید خوان، شهرستان بردسیر
روستای دلفارد، شهرستان جیرفت
روستای خبر، شهرستان بافت
روستای طرز، شهرستان راور
روستای هنزا، شهرستان بافت
روستای لاله زار، شهرستان بردسیر
روستای سه کوهه، بخش شیب
روستای لادیز، بخش میرجاوه
روستای تمین، بخش میرجاوه
روستای آبادان، بخش مرکزی ایرانشهر
روستای ناهوک، بخش جالق سرادان
روستای کجور، بخش مرکزی سرباز
روستای بریس، بخش دشتیاری چابهار
روستای شهر مجن، شهرستان شاهرود، بخش بسطام
روستای قلعه نوخرقان، شهرستان شاهرود، بخش بسطام
روستای فرومد، شهرستان شاهرود، بخش میامی
روستای دیباج، شهرستان دامغان، بخش مرکزی
روستای رامه و قالیباف، شهرستان گرمسار
روستای ملاده، شهرستان سمنان، بخش سرخه
روستای مافونیک، بخش مرکزی سربیشه
روستای چنش، بخش مورسربیشهاهل هر کدوم از موارد بالا بودی برام پیام بزار و بگو اهل همون محل هستم خوشحال میشم بیشتر باهتون آشنا شم البته اگه افتخار بدهید
نظرات ()