####بزرگترین وبلاگ تفریحی####

مطالب خواندنی
نویسنده : محمد حسین - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٧
  عجیب ترین دانستنی های دنیا ::: در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها هاج و واج می شوی این
هم گوشه‌ای از آن اطلاعات عجیب . در این دنیای سرشار از شگفتی نمیشه‌ خیلی
از چیزها را باور نکنی .

یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد
.

یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.

حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.

به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!

اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر
سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.

خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال
1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی کند.

ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.

چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر
می‌شوند.

کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند.

پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.

گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه
سگ‌ها کمتر از 10 تا!

ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.

تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی
بلدند، بیشتر است!!

دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن
بگیرند.

فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند.

هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف می‌کنید.

فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.

کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی
I am
است.

اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15
سانتی‌متر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.

تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.

اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود
.

اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم
برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده‌اید.

در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها
و موژه‌ها.

کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که
38 دقیقه طول کشید.

در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.

هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.

تعداد انسان‌هایی که به وسیله خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه
هوایی می‌میرند بیشتر است.

چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما
هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند.

هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد.

در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به
اندازه‌ای سنگ به کار رفته که می‌توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50
سانتی‌متر دور دنیا ساخت.

اگرتمام رگ‌های خونی را در یک خط بگذاریم، تقریبا 97000 کیلومتر می‌شود.

وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می‌نشیند، میله فولادی به اندازه دو
میلیونیم میلیمتر خم می‌شود.

آمریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد.

عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت
کسری داشته باشد.

30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می‌کنند، در زیر خاک مدفون
شده‌اند.

تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است.

شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند
حرکت می‌کند.

در هر ثانیه بیش از 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون
برخورد می‌کند و تصویری را که شما تماشا می‌کنید، بوجود می‌آورد.

شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است.

یک لیتر سرکه در زمستان سنگین‌تر از تابستان است.

قد انسان تا 20، 25 سالگی و گاها 40 سالگی بلند می‌شود و از چهل سالگی
به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 میلی‌متر کوتاه می‌شود.

فقط با از دست دادن یک درصد از آب بدن، احساس تشنگی می‌کنیم!

دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می‌کند.

چیتا یا یوزپلنگ سریع‌ترین حیوان خشکی است. او در عرض فقط 3 ثانیه 100
کیلومتر در ساعت سرعت می‌گیرد. رکوردی که حتی سریع‌ترین خودروهای فراری
هم نتوانسته‌اند بشکنند.

کرم‌های ابرشیم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا می‌خورند.

تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرینه چشم است.

شتر در 3 دقیقه 95 لیتر آب می‌خورد.
 ::: عشق چیست ؟؟؟ ::: به کودکی گفتند :عشق چیست؟
گفت : بازی
به نوجوانی گفتند : عشق چیست؟
گفت : رفیق بازی
به جوانی گفتند : عشق چیست؟ گفت
: پول و ثروت
به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟
گفت :عمر
به عاشقی گفتند : عشق چیست؟
چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست
به گل گفتم: عشق چیست؟
گفت : از من خوشبو تره
به پروانه گفتم: عشق چیست؟
گفت :از من زیبا تره
به شب گفتم عشق چیست؟
گفت: از من سوزنده تره
به عشق گفتم تو آخر چه هستی ؟؟؟
گفت نگاهی بیش نیستم اگر از شما بپرسندعشق چیست ؟شما چه میگویید؟؟؟
 ارسالی از: (habib_a67@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join   

 ::: آرزوی من واسه شما ::: اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگه‌دارد

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند
چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران
نمونه شوی

و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من
است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی
داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید
 ارسالی از: (gamir_r@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

  ::: خلقت انسان ::: چقدر لذت داره وقتی می خونم که خدا به دفاع از
آدم جلوی فرشته هاش وا می
ایستد و اونا را سر جاشون می نشوند. وقتی که
میبینم که خدا پشت ما در می
آد و از آدم طرفداری می کند، به آدم بودنم
میبالم.
اون موقعی که خدا آدم را آفرید و فرشته ها همه
به صدا در اومدند که خدایا
این چیه؟ چرا انسان را آ فریدی؟ که فساد کند و
خونریزی؟ مگر ما تو رو این
همه سال عبادت نکردیم؟ مگر ما تسبیحت نمی
کنیم؟ و همه اعتراض کردند. و خدا
جلوشون ایستاد که ساکت. چی دارید میگید؟ من
چیزی از آدم می دانم که شما نمی
دانید. بیخود اعتراض نکنید. و بعد عظمت آدم را
به فرشته هاش نشون داد و
گفت اگر میتونید اینطوری باشید. همه گفتند
خدایا تو بزرگی. ما جز اونچه که
تو بهمون یاد دادی چیزی نمی دانیم. و سر تعظیم
فرود آوردند.

و چقدر دوست داشتنیه اون لحظه که آدم جلوی اون
هم فرشته، تو بغل خدا جا
می گیرد ...
و خدا میگه تو رو دوست دارم و همیشه پشتیبان و
مراقبت هستم...
 ارسالی از: (gamir_r@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: آرزو ::: رابرت داوینسنز، قهرمان مشهور ورزش گلف
آرژانتین زمانی که در یک مسابقه
موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود، در پایان
مراسم زنی به سوی او دوید و
با تضرّع و التماس از او خواست پولی به او بدهد
تا بتواند کودکش را از مرگ
نجات دهد، زن گفت که او هیچ هزینهای برای
درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به
او کمک نکند کودکش میمیرد. قهرمان گلف درنگ
نکرد و بلافاصله تمام پولی را
که برنده شده بود به زن بخشید.
هفته بعد یکی از مقامات رسمی انجمن گلف به او
گفت که ای رابرت ساده لوح
خبرهای جالبی برایت دارم، آن زنی که از تو پول
خواست اصلاً بچه مریض ندارد
حتی ازدواج هم نکرده است او تو را فریب داده
دوست من.
رابرت با خوشحالی جواب داد: خدا را شکر پس هیچ
بچه ای در حال جان دادن
نبوده است. این که خیلی عالی است
 ارسالی از: (gamir_r@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: نعمات خداوند ::: از خداوند نیرو خواستم , ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.
از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم ,ناتوانم آفرید که کارهای
بهتری انجام دهم.
از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم , فقرم بخشید که عاقل باشم.
از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم ,شکستم بخشید که بدانم
پیوسته نیازمند اویم.
از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم,آنچه خواستم به من نداد.
آنچه بدان امید داشتم به من بخشید و دعاهای نگفته ام مستجاب شدند و آنها
این بودند :
من هستم در میان انسانها و غرق در نعمات پروردگار
 ارسالی از: (aghel_tarin_divane@ yahoo.com)    خاربار فروش و خدا :::زنی با لباس های کهنه و مندرس و نگاهی مغموم وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواربار به او بدهد. به نرمی گفت که شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچه اش بی غذا مانده اند.مغازه دار با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند زن نیازمند در حالی که اصرار میکرد گفت : آقا شما را به خدا به محض این که بتوانم پولتان را می آورم مغازه دار گفت : نسیه نمی دهد. مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفتگوی آن دو را میشنید به مغازه دار گفت : ببین خانم چه می خواهد خرید این خانم با من. خواربار فروش با اکراه گفت : لازم نیست خودم میدهم. فهرست خریدت کو؟ زن گفت : اینجاست.مغازه دار از روی تمسخر گفت : فهرست را بگذا ر روی ترازو به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر. زن لحظه ای مکث کرد و با خجالت از کیفش تکه کاغذی در آورد وچیزی رویش نوشت و آن راروی کفه ی ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پایین رفت.خواربار فروش باورش نشد.مشتری از سر رضایت خندید و مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ترازو کرد کفه ترازو برابر نشد آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند. در این وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت تا ببیند که روی آن چه نوشته شده است. روی کاغذ ، فهرست خرید نبود دعای زن بود که نوشته بود : ای خدای عزیزم تو از نیاز من با خبری خودت آن را برآورده کن. مغازه دار با بهت جنس ها را به زن داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد. زن خداحافظی کرد و رفت و با خود می اندیشید که فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است. http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: عشق بدون قید و شرط :::سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت:((پدر و مادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ولی خواهشی از شما دارم.رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.))پدر و مادر او در پاسخ گفتند:((ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.))پسر ادامه داد :((ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید؛او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم اجازه دهید او با ما زندگی کند.))پدرش گفت:ما متاسفیم که این مشکل برای دوست تو به وجود آمده است.ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.))پسر گفت: ((نه؛من می خواهم که او در خانه ما زندگی کند.)) آنها در جواب گفتند:((نه؛فردی با این شرایط مو جب دردسر ما خواهد بود.ما فقط مسئوول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.))در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند.پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند.با دیدن جسد؛قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد.پسر آنها یک دست و پا نداشت. http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: عشق کوچولو :::مردی دختر سه ساله ای داشت . روزی به خانه آمد دید دختر سه ساله اش گران ترین کاغذ کادوی کتابخانه اش را برای زینت یک جعبه کودکانه هدر داده است .
مرد بسیار عصبانی شد ودختر کوچکش را تنبیه کرد. دختر هم با گریه به بستر رفت و خوابید.
روز بعدوقتی که مرد از خواب بلند شد دید که دخترش بالای سرش نشسته ومیخواهد این جعبه را به او هدیه بدهد.و مرد تازه متوجه شد که امروز روز تولد اوست ودخترش کاغذ را برای کادوی تولد او مصرف کرده است.
با شرمندگی دختر کوچکش را بوسید وجعبه را از او گرفت و باز کرد.

اما متوجه شد که جعبه خالیست.دوباره مرد عصبانی شد و کودک را تنبیه کرد .
اما کودک درحالیکه گریه میکرد به پدرش گفت که من هزاران هزار بوسه داخل آن جعبه ریخته بودم و تو آنها را ندیدی.
مرد دوباره شرمنده شد ومیگویند تاپایان عمر جعبه را به همراه داشت و هرقت آنرا باز میکرد به طرز معجزه آسایی آرامش پیدا میکردپدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند.
با دیدن جسد؛قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد.پسر آنها یک دست و پا نداشت. http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: یک داستان حقیقی اما تلخ :::مزدا 323 قرمز رنگ، تا به نزدیکی دختر جوان رسید به طور ناگهانی ترمز کرد . خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حرکت ایستاد ، اما راننده، خودرو را به عقب راند، تا جایی که پنجره جلو دقیقا روبروی دختر جوان قرار گرفت . این اولین خودرویی نبود که روبروی دختر توقف می کرد ، اما هریک از آنها با بی توجهی دختر جوان ، به راه خود ادامه می دادند . دختر جوان، مانتوی مشکی تنگی به تن کرده بود که چند انگشتی از یک پیراهن بلند تر بود . شلواری هم که تن دخترک بود ،همچون مانتویش مشکی بود و تنگ می نمود که آن هم کوتاه بود و تا چند سانتی پایین تر از زانو را می پوشاند . به نظر می آمد که شلوار به خودی خود کوتاه نیست و انتهای ساق آن به داخل تا شده . دختر جوان نتوانست اهمیتی به مزدای قرمز رنگ ندهد . سرش را به داخل پنجره خم کرد و به راننده گفت :" بفرمایید؟" . مزدا مسافری نداشت . راننده آن پسر جوان و خوش چهره ای بود که عینک دودی ظریفی به چشم داشت . پسر جوان بدون معطلی و با بیانی محترمانه گفت : " خوشحال میشم تا جایی برسونمتون". دختر جوان گفت : " صادقیه میرما". پسر جوان بی درنگ سرش را به نشانه تائید تکان داد و پاسخ داد : " حتماً، بفرمایید بالا ". دخترک با متعجب ساختن پسر جوان، صندلی عقب را برای نشستن انتخاب کرد .چند لحظه ای از حرکت خودرو نگذشته بود که دختر جوان ، در حالی که روسری کوچک و قرمز خود را عقب و جلو می کشید و موهای سرازیر شده در کنار صورتش را نظم می داد ،گفت :" توی ماشینت چیزی برای گوش کردن نیست "البته ......پسر جوان ،سپس پخش خودرو را روشن کرد . صدای ترانه ای انگلیسی زبان به گوش رسید . از آینه به دختر جوان نگاهی انداخت و با همان لبخند ظریفش که از ابتدا بر لب داشت گفت :"کریس دبرگ هست ، حالا خوشتون نمیاد عوضش کنم ". دخترک با شنیدن حرف پسرجوان ،خنده تمسخر آمیزی سر داد

ها ها ها ، این که اریک کلاپتون . نمیشنوی مگه ، انگلیسی می خونه . اصلا کجاش شبیه کریس دبرگه؟

اِه ، من تا الان فکر می کردم کریس دبرگ . مثل اینکه خیلی خوب اینا رو می شناسید ها

دخترک ، قیافه ای به خود گرفت و ادامه داد:" اِی ، کمی "-

پس کسی طرف حسابمه که خیلی موسیقی حالیشه . من موسیقی رو خیلی دوست دارم ، اما الان اونقدر مشغله ذهنی دارم که حال و حوصله موسیقی کار کردن رو ازم گرفته .

دخترک لبخندی زیرکانه زد و با لحنی کش دار گفت:" ای بابا، بسوزه پدر عاشقی . چی شده ، راضی نمیشه ؟"

نه بابا، من تا حالا عاشق نشده ام . البته کسی رو پیدا نکرده ام که عاشقش بشم ، و اگرنه اگه مورد خوبی پیش بیاد ، از عاشقی هم بدم نمیاد . اصل قضیه اینه که، قبل از اینکه با ماشین بزنم بیرون و در خدمت شما باشم ، توی خونه با بابام دعوام شد.

آخی ، سرچی؟ لابد پول بهت نمی ده.

نه ، تنها چیزی که میده پول . مشکل اینجاست که فردا دارم می رم بروکسل، اونوقت این آقا گیر داده بمون توی شرکت کار داریم

با گفتن این جملات توسط پسر جوان ، دخترک، با اینکه سعی می کرد به چهره اش هویدا نشود ، اما کاملا چهره اش دگرگون شد و با لحنی کنجکاوانه پرسید: " اِه، بروکسل چی کار داری؟ "

دایی ام چند سالی هست که اونجاست . بعد از سه چهار ماه کار مداوم ، می خواستم برم اونجا یه استراحتی بکنم؟

دخترک بادی به غبغب انداخت و سریع پاسخ داد:

اتفاقا من هم یک هفته پیش از اسپانیا برگشتم.

- اِه، شما هم اونجا فامیل دارید؟ کدوم شهر.

- فامیل که نداریم ، برای تفریح رفته بودم ونیز.

پسر جوان نیشخندی زد و گفت : اصلا ولش کن بابا ، اسم قشنگتون چیه؟

- من دایانا هستم. اسم تو چیه، چند سالته؟ چه کاره ای؟

- چه خبره؟ یکی یکی بپرسید، این جوری آدم هول میشه ... اولاً این که اسم خیلی قشنگی دارید ، یکی از اون معدود اسم هایی که من عاشقشونم . اسم خودم سهیل ، 25 سالمه و پیش بابام که کارگذار بورس کار می کنم . خوب حالا شما .

دخترک با شنیدن این حرفهای سهیل ، چهره اش گلگون شد و به تشویش افتاد .

- من که گفتم ، اسمم دایاناست . 23 سالمه و کار هم نمی کنم . خونمون سمت الهیه است و الان هم محض تفریح دارم می رم صادقیه . تا حالا بوتیک های اونجا نرفته ام . با یکی از دوستام اونجا قرار گذاشته ام تا بوتیک هاش رو ببینیم و اگه چیز قشنگی هم بود بخریم .

- همین چیزایی هم که الان پوشیده اید خیلی قشنگه ها.

دایانا ، گره کوچک روسریش را باز کرد و بار دیگر گره کرد . سپس گفت: - اِی ، بد نیست . اما دیگه یک ماهی هست که خریدمشون . خیلی قدیمی شده اند ... . ولش کن ، اصلا از خودت بگو ، گفتی موسیقی کار نکرده ای و دوست داری کار کنی ، آره؟

- چرا ، تا چند سال پیش یه مدتی پیانو کار می کردم.

دخترک ، سعی می کرد دلبرانه سخن وری کند ، اما ناگهان به جوشش افتاد ، طوری که منقطع صحبت می کرد و کلمات را دستپاچه بیان می کرد.

-ای وای، من عاشق پیانو ام . خیلی دوست دارم پیانو کار کنم ، یعنی یه مدتی هست که کلاسش رو می رم ، اما هنوز خیلی بلد نیستم . ... اصلا اینجوری نمیشه، نگه دار بیام جلو بشینم راحت تر حرف بزنیم .

سهیل ، بی ردنگ خودرو را متوقف کرد . دایانا هم سریع پیاده شد و به صندلی جلو رفت .

-دایانا خانوم ، داریم می رسیما .

- دایانا خانوم کیه؟ دایانا ... . ولش کن ، فعلا عجله ندارم . بهتره چند دقیقه دیگه هم با هم باشیم . آخه من تازه تو رو پیدا کرده ام . تو که مخالفتی نداری ؟

- نه ، من که اومده بودم حالی عوض کنم . حالا هم کی بهتر از تو که حالم رو عوض کنه . فقط باید عرض کنم که الان ساعت نه و نیمه ، حواست باشه که دیرت نشه .

دخترک با شنیدن صحبت های سهیل، وقتی متوجه ساعت شد، چهره اش رنجور شد و در حالی که لب خود رابا اضطراب می گزید ، گفت:

-آره راست میگی ... پس حداقل یه چند دقیقه ای ماشینت رو دور فلکه نگه دار ، باهات کار دارم .

سهیل ، با قبول کردن حرفهای دایانا ، حوالی میدان که رسید ، خودرو را متوقف کرد . روی خود را به دخترک کرد و کمرش را به در تکیه داد . عینک دودی را از چشمانش برداشت .چهره ای نسبتا گیرا داشت . ته ریشی به صورتش بود و موهایی ژولیده داشت که تا گوشش را می پوشانید . پخش خودرو را خاموش کرد و سپس با همان لبخندی که بر لب داشت گفت :

- بفرمایید.

دیگر کاملا از ظاهر و طرز صحبت دخترک می شد پی به هیجانش برد.

- موبایلت ... شماره موبایلت رو بده، البته اگه ممکنه .

پسر جوان لحظه ای فکر کرد و سپس گوشی همراه خود را از روی داشبورد- پشت فرمان برداشت . آن را به سمت دایانا دراز کرد.

- بگیر ، زنگ بزن گوشی خودت که هم شماره تو روی موبایلم ثبت بشه و هم شماره من روی موبایل تو بیفته . فقط صبر کن روشنش کنم ... اونقدر اعصابم خورد بود که گوشی رو خاموش کردم .

دایانا ، به محض دیدن گوشی گران قیمت سهیل به وجد آمد . اما سریع شوق خود را کتمان کرد و فقط به گفتن"کوشی خوبی داری ها" قناعت کرد .

- قابلت رو نداره . اتفاقا باید عوضش کنم ، خیلی یوغره.

- خوب ، ممنون . فقط بگو کی می تونیم همدیگه رو دوباره ببینیم .

- ببینم چی میشه . اگه فردا برم بروکسل که هیچ، اما اگه تهران بودم یه کاریش می کنم . اصلا بهم زنگ بزن .

- باشه ... پس من می رم .فعلا خداحافظ .

- خوشحال شدم،...خداحافظ . ... زنگ یادت نره .

دختر جوان ، درحالی که احساس مسرت می کرد ، با گامهایی لرزان (از شوق) از خودرو خارج شد . هر چند قدمی که بر می داشت ،سرش را برمی گرداند و مزدا را نگاه می کرد و دستی برای سهیل تکان می داد . پس از دور شدن دایانا ، سهیل از داخل خودرو پیاده شد و طوری که دایانا متوجه نمی شد، او را تعقیب کرد . حوالی همان میدان بود که دایانا روی صندلی های یک ایستگاه اتوبوس نشست . سهیل ، گوشه ای لابلای جمعیت در حال گذر ، خود را پنهان کرده بود و دایانا را نظاره می کرد . دایانا دستش را به ساق شلوار خود انداخت و تایی که از داخل داده بود را باز کرد . شلواردیگر کوتاه نبود . از داخل کیفی که بر روی دوشش بود مقنعه ای بیرون آورد و در لحظه ای کوتاه آنرا سر کرد و از زیر مقنعه ، تکه پارچه ای که بر سرش بود ، بیرون کشید . از داخل همان کیف ، آینه کوچکی خارج کرد و با یک دستمال کوچک ، از آرایش غلیظی که روی صورتش بود کاست . موهای خرمایی رنگش را که روی صورتش سرازیر شده بود ، داخل مقنعه کرد و با آمدن اولین اتوبوس ، از محل خارج شد . سهیل در طول دیدن این صحنه ها ، همچنان لبخند بر لب داشت . با رفتن دایانا، سهیل به سمت مزدا حرکت کرد . به خودرو که نزدیک می شد زنگ موبایلی که همراهش بود ، به صدا در آمد. سهیل بلافاصله پاسخ داد:

- بله؟

صدای خواهش های پسر جوانی از آنسوی گوشی آمد .

- سلام ، آقا هر چی می خوایی از تو ماشین بردار ، فقط ماشین رو سالم بهم تحویل بده . تو رو خدا ، بگو کجاست بیام ببرم ...

- خوب بابا ، چه خبرته . تا تو باشی و در ماشینت رو برای آب هویج گرفتن باز نزاری ... ببینم به پلیس هم زنگ زدی ؟
- نه ، به جون شما نه ، فقط تو رو خدا ماشین رو بده .

- جون من قسم نخور ، من که می دونم زنگ زده ای ...ولی عیبی نداره ، آدرس می دم بیا ... فقط یه چیزی ، این یارویی که سی دیش توی ماشینت بود کی بود؟

- کی ؟ اون خارجیه ؟ ... استینگ بود ، استینگ .

- هه هه ... یه چیز دیگه هم می پرسم و بعدش آدرس رو می دم ؛ ونیز توی اسپانیاست ؟

- ونیز؟ نه بابا، ونیز که توی ایتالیاست ... آقا داری مسخره ام می کنی ، آدرس رو بده دیگه ...

- نه ، داشتم جدول حل می کردم . مزدای قرمزت ، ضلع جنوبی صادقیه پارک شده . گوشیت رو می زارم توی ماشین ، ماشین رو هم می بندم و سوییچ رو می اندازم توی سطل آشغالی که کنار ماشینته . راستی یه دایانا خانوم هم بهت زنگ می زنه ، یه دختر خوشگل،... برو حالش رو ببر ، برات مخ هم زدم ،... خداحافظ...........

البته این فقط یه داستان بود.فردا نرین ماشین باباهاتونو کنار خیابون بندازین که یکی پیدا بشه بره واستون این کارا رو کنه ها.مطمئن باشید هیچی که به دست نمی یارین هیچ همون ماشین باباتونو هم از دست میدین.

در پایان از همه ی دوستای خوبی که لطف می کنن
و از مطالب گروه ایران الایو قدر دانی می کنند جا داره که ز تک تکشان سپاسگذاری کنم.
 ::: عشق چیست ؟؟؟ ::: به کودکی گفتند :عشق چیست؟
گفت : بازی
به نوجوانی گفتند : عشق چیست؟
گفت : رفیق بازی
به جوانی گفتند : عشق چیست؟ گفت
: پول و ثروت
به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟
گفت :عمر
به عاشقی گفتند : عشق چیست؟
چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست
به گل گفتم: عشق چیست؟
گفت : از من خوشبو تره
به پروانه گفتم: عشق چیست؟
گفت :از من زیبا تره
به شب گفتم عشق چیست؟
گفت: از من سوزنده تره
به عشق گفتم تو آخر چه هستی ؟؟؟
گفت نگاهی بیش نیستم اگر از شما بپرسندعشق چیست ؟شما چه میگویید؟؟؟
 ارسالی از: (habib_a67@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: آرزوی من واسه شما ::: اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.



برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگه‌دارد

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند
چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران
نمونه شوی

و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من
است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی
داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید
 ارسالی از: (gamir_r@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: خلقت انسان ::: چقدر لذت داره وقتی می خونم که خدا به دفاع از
آدم جلوی فرشته هاش وا می
ایستد و اونا را سر جاشون می نشوند. وقتی که
میبینم که خدا پشت ما در می
آد و از آدم طرفداری می کند، به آدم بودنم
میبالم.
اون موقعی که خدا آدم را آفرید و فرشته ها همه
به صدا در اومدند که خدایا
این چیه؟ چرا انسان را آ فریدی؟ که فساد کند و
خونریزی؟ مگر ما تو رو این
همه سال عبادت نکردیم؟ مگر ما تسبیحت نمی
کنیم؟ و همه اعتراض کردند. و خدا
جلوشون ایستاد که ساکت. چی دارید میگید؟ من
چیزی از آدم می دانم که شما نمی
دانید. بیخود اعتراض نکنید. و بعد عظمت آدم را
به فرشته هاش نشون داد و
گفت اگر میتونید اینطوری باشید. همه گفتند
خدایا تو بزرگی. ما جز اونچه که
تو بهمون یاد دادی چیزی نمی دانیم. و سر تعظیم
فرود آوردند.

و چقدر دوست داشتنیه اون لحظه که آدم جلوی اون
هم فرشته، تو بغل خدا جا
می گیرد ...
و خدا میگه تو رو دوست دارم و همیشه پشتیبان و
مراقبت هستم...
 ارسالی از: (gamir_r@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

::: آرزو ::: رابرت داوینسنز، قهرمان مشهور ورزش گلف
آرژانتین زمانی که در یک مسابقه
موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود، در پایان
مراسم زنی به سوی او دوید و
با تضرّع و التماس از او خواست پولی به او بدهد
تا بتواند کودکش را از مرگ
نجات دهد، زن گفت که او هیچ هزینهای برای
درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به
او کمک نکند کودکش میمیرد. قهرمان گلف درنگ
نکرد و بلافاصله تمام پولی را
که برنده شده بود به زن بخشید.
هفته بعد یکی از مقامات رسمی انجمن گلف به او
گفت که ای رابرت ساده لوح
خبرهای جالبی برایت دارم، آن زنی که از تو پول
خواست اصلاً بچه مریض ندارد
حتی ازدواج هم نکرده است او تو را فریب داده
دوست من.
رابرت با خوشحالی جواب داد: خدا را شکر پس هیچ
بچه ای در حال جان دادن
نبوده است. این که خیلی عالی است
 ارسالی از: (gamir_r@ yahoo.com) http://groups.yahoo.com/group/iranalive/join

  نعمات خداوند ::: از خداوند نیرو خواستم , ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.
از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم ,ناتوانم آفرید که کارهای
بهتری انجام دهم.
از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم , فقرم بخشید که عاقل باشم.
از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم ,شکستم بخشید که بدانم
پیوسته نیازمند اویم.
از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم,آنچه خواستم به من نداد.
آنچه بدان امید داشتم به من بخشید و دعاهای نگفته ام مستجاب شدند و آنها
این بودند :
من هستم در میان انسانها و غرق در نعمات پروردگار
 

زندگی مانند جدولی است که اگر خانه های آن را پر کنید جایزه آن مرگ است….

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی

چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!

 

انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم

بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.

در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری


عشقولانه

بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم

نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را
نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را
که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت
بدون عشق تو، هیچم

من 4 چیزو خیلی دوست دارم:
تو آسمون خدا رو
رو زمین خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو


تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز می شن - با هم بسته می شن - با هم می خندن - با هم گریه می کنن - با هم می چرخن . جالب اینجاس که هیچ کدوم هم اون یکی رو نمی بینه. دوستی یعنی این! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز می مونه (چشمک).
نتیجه گیری اخلاقی: دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!

من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم .

زندگی مانند جدولی است که اگر خانه های آن را پر کنید جایزه آن مرگ است….

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی

چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!

 

انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم

بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.

در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری


عشقولانه

بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم

نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را
نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را
که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت
بدون عشق تو، هیچم

من 4 چیزو خیلی دوست دارم:
تو آسمون خدا رو
رو زمین خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو


تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز می شن - با هم بسته می شن - با هم می خندن - با هم گریه می کنن - با هم می چرخن . جالب اینجاس که هیچ کدوم هم اون یکی رو نمی بینه. دوستی یعنی این! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز می مونه (چشمک).
نتیجه گیری اخلاقی: دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!

من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم .

زندگی مانند جدولی است که اگر خانه های آن را پر کنید جایزه آن مرگ است….

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی
مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی

چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!

 

انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم

بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست.

در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری


عشقولانه

بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم

نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را
نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را
که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت
بدون عشق تو، هیچم

من 4 چیزو خیلی دوست دارم:
تو آسمون خدا رو
رو زمین خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو


تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز می شن - با هم بسته می شن - با هم می خندن - با هم گریه می کنن - با هم می چرخن . جالب اینجاس که هیچ کدوم هم اون یکی رو نمی بینه. دوستی یعنی این! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز می مونه (چشمک).
نتیجه گیری اخلاقی: دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!

من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم .

ام اس و جکهای با حال بیست جدید
سلام امروز براتون کلی جک و اس ام اس با حال اما کمی بی ادبی براتون نوشتم . امیدوارم با این جکها کمی خنده هم روی لباتون بشینه جدیدترین اس ام اس با حالقدیمیا: قمار و عرق و خانم بازیامروزیا: اکس و سکس و دختر بازیما هم که: چیپس و پفک و ... من تف می زنم تا لیز شه. دست می زنم تا خیس شه و بعد می کنم تو. شما چجوری...پسر: دوسِت دارمدختر: خفه شوپسر: عاشقتمدختر: خفه شوپسر: دلم برات تنگ شدهدختر: خفه شوپسر: زنم میشی؟....این هم جدید ترین جکهای سال ۸۵قزوینیه داشته تو کیوسک بچهه رو می کرده. یهو یه پلیس با لگد در رو باز می کنه. قزوینیه میگه این چه طرز در باز کردنه، کیرم رفت تو کون قزوینیه داشته واسه رفیقش تعریف می‌کرده که: بالام جان دیشب رفته بودیم عروسی، جات خالی ....قزوینیه میره مغازه روبات فروشی، فروشندهه شروع میکنه به تعریف از روباتا و میگه: آقا این روباته آخر کاره، بهترین روباتیه که تا حالا ساخته شده، ببین...یک بابایی رو می‌فرستند ماموریت آذربایجان. یارو روز اول وارد شهر میشه، از یکی می‌پرسه: ‌ببخشید، بهترین هتل این شهر کجاست؟ ترکه یکم نگاش میکنه، میگه: گریبی؟.....
عکسهای خوشکل برای Desktop همراه با جکهای با حالرشتیه میره دکتر، میگه اقای دکتر من هشت تا بچه دارم، دیگه نمیخوام بچه دار بشم. چیکارکنم؟ دکتره میگه: خوب عزیزجان، موقع عمل کاندوم مصرف کن. رشتیه میگه: آقای دکتر سر دو تای اول کاندوم مصرف کرده بودم، ولی بچه دار شدیم. دکتره میگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف کنه. رشتیه میگه: سر دوتای بعدی هم خانم قرص مصرف کرد ولی باز بچه دار شدیم. دکتره میگه: به خانمت بگو دیافراگم بگذاره. رشتیه میگه: سر دوتای بعدی هم همین کارو کردیم ولی باز فایده نداشت. دکتره شاکی میشه، میگه: خوب بابا کون لقت! اصلا نکنش!! رشتیه میگه: والله آقای دکتر سر دوتای آخر اصلاً نکرده بودیم! قزوینیا یک ماهواره میفرستن فضا که دنبال سوراخ لایه ازون بگرده! بچه خوشگله موبایل بسته بوده کمرش، قزوینیه میبینه، میگه: واااای! ببم جان براش اف‌اف هم گذاشتی؟! از قزوینیه میپرسن: از کدوم بازیکن فوتبال خوشت میاد؟ میگه: الیور کان!

  

دوست داشتن از عشق برتر است و بعضی ها
دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جور جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارددوست داشتن نیز همگام با آن اوج میابدعشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعمی و عطری ویژه خویش دارد ، می توان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هستعشق با شناسنامه بی ارطبات نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند ...بعضی ها بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاهبعضی‌ها شعرشان کهنه است، فکرشان نوبعضی‌ها شعرشان نو است، فکرشان کهنهبعضی‌ها یک عمر زندگی می‌کنند برای رسیدن به زندگیبعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشندبعضی‌ها حمال کتابندبعضی‌ها بقال کتابندبعضی‌ها انباردارکتابندبعضی‌ها کلکسیونر کتابند
دو تا ترک رو می برن قطب شمال یه اسکیمو می بینن ازش می پرسن ببخشید : شما اینجا زن سفید پوست هم دارین .... یارو می گخ اره
می پرسه زن سیاه پوست چی دارین ...... یارو می گه اره
بعد می پرسه زن سیاه و سفید چی دارین.... یارو می گه نه
یه دفعه ترکه می گه اصغر دیدی اون پنگئون بود که .......
رشتیه میره دکتر، میگه اقای دکتر من هشت تا بچه دارم، دیگه نمیخوام بچه دار بشم. چیکارکنم؟ دکتره میگه: خوب عزیزجان، موقع عمل کاندوم مصرف کن. رشتیه میگه: آقای دکتر سر دو تای اول کاندوم مصرف کرده بودم، ولی بچه دار شدیم. دکتره میگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف کنه. رشتیه میگه: سر دوتای بعدی هم خانم قرص مصرف کرد ولی باز بچه دار شدیم. دکتره میگه: به خانمت بگو دیافراگم بگذاره. رشتیه میگه: سر دوتای بعدی هم همین کارو کردیم ولی باز فایده نداشت. دکتره شاکی میشه، میگه: خوب بابا کون لقت! اصلا نکنش!! رشتیه میگه: والله آقای دکتر سر دوتای آخر اصلاً نکرده بودیم!دو تا ترکه میرن سوراخ لایه اوزن رو بدوزن، خودشون میمونن اونور!قزوینیا یک ماهواره میفرستن فضا که دنبال سوراخ لایه ازون بگرده!یک بابایی میخواسته زن بگیره، منتها طرف آخر ادعای غیرت بوده و میگفته: کسی که بخواد زن من شه، باید چشم و گوشش بسته باشه! روش تشخیص چشم و گوش بستگی حضرت آقا هم این بوده، که هرجا میرفت خواستگاری، ایشون میگفته من بایدتو خلوت با دخترتون صحبت کنم. توی خلوت هم ایشون معاملشو در میاورده و از دختر مردم میپرسیده: اسم این چیه؟ خوب البته تو این دوره و زمونه هم که بچه هشت ساله هم میدونه اسم اون چیه، نتیجتاٌ هرجا میرفته، دختره میگفته: این کــیـــره!! و طرف هم شاکی میشده که: نه! من این دختر رو نمیخوام! خلاصه یکی دوسال این وضع خواستگاری ادامه داشته، تا یک بار میره یک جا خواستگاری و وقتی نوبت به مراسم کیرشناسی میرسه، دختره میگه: این شوشوله! مرده خیلی حال میکنه،با خودش میگه: این همونیه که من میخوام! دختر باید اینجوری چشم و گوش بسته باشه. خلاصه ازدواج میکنند و آخرای ماه عسلشون، یک شب مرده با خودش میگه: الان دیگه وقتشه که خانوم بدونه اسم این چیه! خلاصه میره پیش خانومش و جناب معامله رو میکشه بیرون و میگه: عزیزم یادته وقتی اومدم خواستگاریت، ازت پرسیدم اسم این چیه، تو گفتی شوشول؟ دختره میگه: آره عزیزم، یادمه. مرده میگه: عزیزم اسم اصلی این کیره نه شوشول! دختره هم میگه: عزیزم، من خودم میدونم کیر چیه. ولی جلو کیرهایی که من دیدم، این همون شوشوله!ترکه خانوم بلند میکنه، میبره مهدیه، شروع میکنه به کار خیر!! سر سیم ثانیه مامورا میریزن، خرشو میگیرن، میگن: مرتیکه بی ‌همه چیز! این چه گهیه که داری اینجا میخوری؟! ترکه شاکی میشه، میگه: ایلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزیون نمیگید: مکان، مهدیه تهران؟!از قزوینیه میپرسن: از کدوم بازیکن فوتبال خوشت میاد؟ میگه: الیور کان!بعد از جنگ، یک عالمه سردار مردار الکی اضافه‌حقوق بگیر رو دست دولت باد کرده بوده، با خودشون فکر میکنن یک برنامه‌ای پیدا کنن که یک پولی به اینها بدن بازخریدشون کنن و از شرشون راحت شن. تو جلسه قرار میگذارن که هر سرداری میتونه معادل درازترین فاصله در بدنش به انتخاب خودش در ازای هر سانت ده هزار تومن بگیره و بره رد کارش. یکی قدش خیلی بلند بوده، میگه از فرق سر تا نوک پا. اندازه میگیرن 240 سانت بوده حساب میکنن بهش میدن. یکی دیگه دستهاش دراز بوده، میگه از نوک انگشت چپ تا نوک انگشت راست. 2 متر بوده، 2 میلیون میگیره. بعدی میاد، میگه: از نوک معامله تا محل تخمتین! میگن: مطمئنی؟ این که چیزی نمیشه. یارو میگه: نه من همینقدر قبول دارم. میگن هرجور میل خودته. خلاصه شلوار یارو رو میکشن پایین، میبینن یارو اصلاً تخم نداره! میگن مرد حسابی پس تخمات کو؟ یارو میگه: فـاو!
ترکه و لره با هم میرن شکار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطای جنگل بودن که یهو یک شیر هیکلی میگذاره دنبال ترکه! خلاصه اون بدبخت هم جفت میکنه، شروع میکنه با آخرین سرعت دویدن، و درضمن سر لره داد میزده که: بکشش...بکشش! لره هم تفنگشو در میاره، نشونه میگیره، بنگ! میزنه یک تخم آقا شیره رو ناکت میکنه! شیره شاکی میشه، سریع تر میگذاره دنیال ترکه.... اون بدبخت هم باز در عین دویدن، داد میزنه: بکشش...بکشش!! باز لره نشونه میگیره، اینبار میزنه اون یکی تخم آقا شیره رو ناکت میکنه! شیره دیگه پاک شاکی میشه، با چشمای خون گرفته میگذاره دنبال ترکه... اون بدبخت هم در عین اینکه داشته با همه وجود میدویده، داد میزنه...بابا بــکـــشــــش! بـــکـــشـــش!! لره دوباره نشونه میگره،...بنگ! اینبار کیر اقا شیره کنده میشه! ترکه شاکی میشه، داد میزنه: بابا این میخواد منو بخوره، نمیخواد که بکنه!
رشتیه به زنش مشکوک بوده، یک بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یک سطل ماست میگذاره و یک گوشکوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یک نفر رو تخت خوابیدن گوشت کوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده!
قزوینیه میاد تهران بواسیرشو عمل میکنه، بعد میره شرکت بیمه که پولشو بگیره، اونجا بهش میگن چون شما تو قزوین بیمه هستید، باید برید همونجا پولتون رو بگیرید. خلاصه قزوینیه هم برمیگرده قزوین، میره شرکت بیمه میگه: بالام جان من تهران عمل جراحی داشتم، گفتن بیام اینجا پولمو بگیرم. مسوول اونجا ازش میپرسه: شما کجاتون رو عمل کردین؟ قزوینیه میگه: بواسیرم رو. یارو میگه: اهکی! بالام جان بیمه که پول عمل زیبایی رو نمیده! ذ  


ادامه مطلب...
comment نظرات ()
جوکهای بیست
نویسنده : محمد حسین - ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٧
100 اس ام اس جالب . جدید . خنده دار :::اولین دوره المپیک لرها، موسوم به "لرمپیک" با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ گله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــ
خیلی دوست دارم همیشه باهات باشم
ولی باغ وحش که جای من نیست!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــ
میدونی صفای ما پا برهنه ها چیه؟
اینکه ریگی به کفشمون نیست!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــ
اگر مایلید با یک افغانی ازدواج کنید
به نکات زیر توجه کنید
.
.
.
خاک بر سرت ؛ مگه مایلی؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به اندازه ی صداقت پینیکیو رفاقت تام و جری و هوش و ذکاوت پت و مت دوست دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــ
تو این مملکت که اینقدر با اعتیاد مبارزه میشه تو چرا نارفیقی کردی و منو معتاد خودت کردی ؟!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــ
فتوای جدید علمای حوزه علمیه اگر یک پسر به دختری بگه قربونت برم عزیزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولی اگر بگه قربونت برم الهی چون در راه خداست هیچ اشکالی ندارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــ
پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری که اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چهارما دوست دختر نداشته باشه ... چون دوست دختر بنای اولیه منحرف شدن این گل های پاک و معصوم است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــ
دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها ، که بدست آوردنشان سخت و نگه داشتنشان سخت تر است . پس لطفا در حفظ و نگهداری من کوشا باش !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــ
یارو دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی. پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا !!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــــــ
ترجیح میدم روی موتورسیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتورسیکلتم فکر کنم - مارلون براندو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــــ
سه راه برای پول درآوردن وجود داره: 1. پدرت برات پول در بیاره 2.پدر مردم رو برای پول دربیاری 3. پدرت دربیاد تا پول دربیاری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــــ
برادر عضنفر پشت در اتاق عمل بود پرستار صدا می زنه :
همراه مریض ... عضنفر می گه : .... 09153000
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــ
تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! که از تخم مرغ، گوجه و نیکوتین تغذیه می کند و دشمنى عجیبى با کتاب دارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــ
جملات رمانتیک ویژه پیچوندن : - آرزوی من خوشبختی توست، با من باشی یانباشی فرقی نمیکنه!! - خودم هم نمی دونم چیکار میخوام بکنم.نمیخوام تو بهآتیش من بسوزی!!! - تو هم خوشگلی،هم باهوشی،هم زرنگی.. .آدمهایی خیلی بهتراز من گیرت میاد!! - ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه!! هیچ پروسیجریبرای تلفیق این دو مدل نداریم!! - تاکید مداوم بر برخی جملات شریعتی:"اگرعشق دوام یابد،به ابتذال میکشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــ
دیابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتیاتم، دیونه ی نگاتم، روانیه اداتم، دیگه جی میخوای ، بخوای نخوای فداتم ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\
توصیه مهم برای جوانان: دوستان واقعی شما بعد از اتمام طرح های رنگارنگ ایرانسل چهره واقعی خود را نشان خواهند داد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
بر اساس جدیدترین تحقیقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقی همگی زن دارند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
فتوای جدید مراجع: به دلیل سرمای بی سابقه و طاقت فرسا ی امسال ،هر آغوش گرمی حلال است!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
دختره به دوست پسرش میگه : تو بعد ازدواج هم منو اینقدر دوست خواهی داشت؟ پسره میگه اگه شوهرت گیر نده آره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــ
ترکه میره ماشینشو بیمه کنه طرف میگه ایشالله هیچ وقت از بیمتون استفاده نکنین ترکه هم شاکی میشه میگه ایشالله شما هم از این پول خیر نبینین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــ
مشترک گرامی موجودی شما رو به پایان نیست !! اما خفمون کردی چقدر اس ام اس بازی میکنی عجب غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــ
آیا می دانید 90% افرادی که از طرح قرمز
ایرانسل استفاده می کنند ،
از بی خوابی رنج می برند؟!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
به غضنفر میگن:سزاریان یعنی چی؟
میگه: بچه به شرط چاقو!!!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
یارو چاق بوده میخواسته ماشین پژو 206
بخره. میره پشت فرمان بشینه ماشین رو
امتحان کنه، میبینه جا نمیشه، میاد پایین به
یارو فروشنده میگه: این ماشین که یک کمی
تنگه، یک شماره بزرگتر، پژو 207 ندارین؟
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
روز قیامت میشه، یارو رو به خاطر کارهای
خوبی که کرده بوده،می‌اندازنش توی بهشت
یارو همینجور که داشته توی بهشت قدم
می‌زده، می‌رسه به یه تپه خیلی سرسبز،
با حسرت آهی می‌کشه و میگه:
کاشکی گوسفندامو آورده بودم!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
یارو زنگ میزنه فرودگاه و میگه:
شیراز تا تهرون چقدر راهه؟
کارمنده میگه: یه لحظه،....
میگه: خیلی ممنون و قطع میکنه !
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره
می ذاره: هشتم........ولی خشتم !
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
یه کار برات پیدا کردم تو مرغ داریه
کار سختی نیست فقط وقتی مرغ ها رو
سر می برن تو جوجه ها رو دلداری میدی!!!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
تحقیقات نشان داده که فقط 20% مردان
عقل دارد ... ... 80% بقیه زن دارند.
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
شباهت مردها به سیم کارت اعتباری:
1-خیلی ارزونن
2-زیاد اعتبار ندارن
3-دل خوش کنن و
4-کلاست رو اساسی میارن پایین!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
به یارو میگن سخت ترین کار دنیا چیه؟
میگه پر کردن نمکدون، بهش میگن چرا؟
میگه:آخه سوراخ هاش خیلی ریزه!!!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
طبق آخرین اخبار فردا مدارس مقاطع دبستان راهنمایی دبیرستان و پیش دانشگاهی کل کشور تعطیل می باشد . ستاد گسترش شایعات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــ
اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند. "معلم شهید دکتر علی شریعتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــ
یارو گاوداری داشته، مامور بهداشت میاد میگه به گاوات غذا چی میدی؟ ترکه میگه آت و آشغال! یارو کلی جریمش می کنه. سال بعد میاد میگه چی میدی به گاوات؟ ترکه میگه جوجه کباب، چلوکباب، پیتزا! یارو دوباره کلی جریمش می کنه. سال بعد بازم میاد میگه چی میدی به گاوات؟ این دفعه ترکه میگه والا اول صبح نفری هزار تومن بهشون میدم برن هر چی دوست دارن بگیرن بخورن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــ
غضنفر داشته هلو میخورده به هسته ی وسطش که میرسه میگه ایول گردو هم داره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــ
دنیا رو بدون خانمها تصور کنید: - بازارها خلوت - پولها اضافه - خیابونها خلوت - شیطون بی کار - مخابرات ورشکسته همه میرن بهشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــ
پسره میره خاستگاری بابای دختره میگه مهریه دخترم صد بشکه بنزینه بابای پسره میگه پسرم پاشو بریم یه دختر گازسوز پیدا کنیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــ
وقتی پیر میشی ممکنه موهاتو از دست بدی یا دندونات بریزه ولی زیبایی هاتو هیچ وقت از دست نمی دی چون آدم چیزهایی که نداره هیچ وقت از دست نمی ده !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــ
عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکونی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ..... در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ..... آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
طبق آخرین اخبار فردا مدارس مقاطع دبستان راهنمایی دبیرستان و پیش دانشگاهی کل کشور تعطیل می باشد . ستاد گسترش شایعات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــ
اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند. "معلم شهید دکتر علی شریعتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــ
یارو گاوداری داشته، مامور بهداشت میاد میگه به گاوات غذا چی میدی؟ ترکه میگه آت و آشغال! یارو کلی جریمش می کنه. سال بعد میاد میگه چی میدی به گاوات؟ ترکه میگه جوجه کباب، چلوکباب، پیتزا! یارو دوباره کلی جریمش می کنه. سال بعد بازم میاد میگه چی میدی به گاوات؟ این دفعه ترکه میگه والا اول صبح نفری هزار تومن بهشون میدم برن هر چی دوست دارن بگیرن بخورن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــ
غضنفر داشته هلو میخورده به هسته ی وسطش که میرسه میگه ایول گردو هم داره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــ
دنیا رو بدون خانمها تصور کنید: - بازارها خلوت - پولها اضافه - خیابونها خلوت - شیطون بی کار - مخابرات ورشکسته همه میرن بهشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــ
پسره میره خاستگاری بابای دختره میگه مهریه دخترم صد بشکه بنزینه بابای پسره میگه پسرم پاشو بریم یه دختر گازسوز پیدا کنیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــ
وقتی پیر میشی ممکنه موهاتو از دست بدی یا دندونات بریزه ولی زیبایی هاتو هیچ وقت از دست نمی دی چون آدم چیزهایی که نداره هیچ وقت از دست نمی ده !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــ
عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکونی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ..... در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ..... آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــ
یه اسگلی پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه. وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره. راننده داد میزنه: آقا
…بقیه ش؟؟؟ میگه: بقیه ش مال خودت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـ
ای رفیق مهربان هر شب دعایت می کنم گر ندارم ثروتی جانم فدایت می کنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــ
به یارو میگن ننت چه جوری مرد؟ میگه تابسون بود رو خرپشته خسبیده بود قل خورد افتاد رو کولر ، کولر شکست بعد افتاد رو گلدون ، گلدون شکست بعد افتاد رو ایوون ،ایوون خراب شد دیدیم داره خونه خرابمون میکنه ! با تفنگ رو هوا زدیمش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــ
فرا رسیدن سال 2008 میلادی و تولد عیسی مسیح و اغاز تعطیلات سال نو به شما و خانواده محترمتان هیچ ربطی نداره صبر کنید تا عید نوروز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــ
آنهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند . نمی فهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــ
یکی میره پیش خدا میگه : خدایا چرا زنها اینقدر زیبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشید ، بعد میپرسه پس چرا اینقدر احمقند ؟ خدا میگه : آخه اونها هم باید شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه! !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــ
شیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است. 6-دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــ
اى صمیمی اى دوست! گاه و بى گاه لب پنجره خاطره ام می آیى. اى قدیمى اى خوب! تو مرا یاد کنى یا نکنى،من به یادت هستم. آرزویم همه سر سبزى توست. دائم از خنده لبانت لبریز! دامنت پر گل باد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــ
الکساندر دوما میگه : هیچ وقت قول یک پسر بچه را جدی نگیر! اما همیشه از تهدیدات یک دختربچه بترس !!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\ ـــــــــــــــــــــــ
هر روز که بچه ای به دنیا می آید .نشانگر آن است که هنوز خدا به بشر امیدوار است
 دوستان را یاد کردن عار نیست با خبری کمتر از دیدار نیست دوستان را دوستی کن در حیات بعد مردن دوستی در کار نیست
--------------------------------------------------------------------------------\ ------------------
اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیا
 اگر در صحنه زندگی به نا گه یکی از تارهای سازت پاره شد اهنگ زندگی را چنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشته است
 میدونی چرا تو بهار قزوین خلوت میشه؟ چون تو رشت فصل برنج کاریه
 برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند
 هی فلانی می دانی ؟ می گویند رسم زندگی چنین است... می آیند.... می مانند.... عادت می دهند.... ومی روند. وتو در خود می مانی و تو تنها می مانی راستی نگفتی رسم تونیز چنین است؟.... مثل همه فلانی ها....؟
 زن مثل ویروس می‌مونه، وقتی وارد زندگیت بشه، جیبت رو اسکن می‌کنه، لبخند رو دیلیت می‌کنه، مخت رو ادیت می‌کنه، برنامه‌هات رو دانلود می‌کنه، آخرش هم هنگ می‌کنی
 غضنفر میره جوراب فروشی میگه جوراب می خوام ، فروشندهه میگه مردونه؟ ترکه دست میده میگه :مردونه
دقت کردی همه چیزای خوب خانمن : خورشید خانم ، مهتاب خانم ، خانم گل ، ... اما همه چیزای بد اقایونن البته با عرض معذرت اقا دزده ، اقا گاوه ، اقا الاغه ، ..
 برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ دیوانه هیچ نداشت و گریست،‌ گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید،‌ اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است
 وقتی خاطره های آدم زیادمی شه دیواراتاقش پرازعکس می شه؛اماهمیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسش را به دیوار بزنی!!!!
 سخت ترین سوال کنکور86 1-بارانی 2-افتابی 3-برفی 4-همه موارد در کدام یک از موارد زیر اح*مدی نزاد کاپشن به تن ندارد؟؟
 ترکه طرف تو خیابون داشته چش چرونی می کرده، یارو خفتش می کنه میگه: مگه خودت خوار مادر نداری؟ میگه:چرا ولی به این خوشگلی نیست
 اصفهانیه سربازی میره وقتی برمیگرده بابا و داداشش رو میبینه که با کلی ریش جلوی در هستند میزنه زیر گریه ومیگه من طاقت دارم بگین چی شده باباش میگه کره خر چرا ریش تراشوبا خودت برده بودی
 یک روز در خانه نیشسته بودیم دیدیم تیلیفونم زنگ زد تیلیفونه ورداشتم گفتم کیییییییییسته گفت لئوناردو داوینچی هسته
یه ترکه گاوداری داشته، مامور بهداشت میاد میگه به گاوات غذا چی میدی؟ ترکه میگه ان، گه، پهن، پشکل! یارو کلی جریمش میکنه. سال بعد میاد میگه چی میدی به گاوات؟ ترکه میگه جوجه کباب، چلوکباب، پیتزا! یارو دوباره کلی جریمش میکنه. سال بعد بازم میاد میگه چی میدی به گاوات؟ این دفعه ترکه میگه والا اول صبح نفری هزار تومن بهشون میدم برن هر چی دوست دارن بگیرن بخورن
 یَک روز بر خانه نَشَسته بودم داشتم تخمه نَ میخوردم یَک دف دیدم تیلفنم زنگ زد . گفتم ها کیسته ؟ گفت : ها . .. اییییی..... مدیرسایت یاهو بیدم ... گفتم : ها چطوری ... خوبی ؟ در سلامتی کامل به سر میبری ها ووووووو ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ گفت : ها . این یاهو مَسینجیر 8 قدیمی شده . اگه میشه 9 رو زودتر طراحی کن . گفتم : ها باشه .... بعد رفتم پشت کامپیوتر طراحی کردم و از ویلایت خودمان با بلوتوث فرستادمش آمریکا برای بیل گیتس و اون هم فروختش به شرکت یاهو
 آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
 ترکه و لره میرن اکس پارتی ، ترکه هلکوپتری میره لره با آرپی جی میزندش
 ترکه اسم بچه‌شو توی یه مهدکودک شبانه‌روزی تو لندن می‌نویسه که زبان یاد بگیره، سال بعد که میادببرتش، می‌بینه بچه‌های اونجا میگن: احبر، بابان گلدی
 ترکه میره خواستگاری، دختره سبیل داشته.... بهش میگه: چرا سبیل داری؟ دختره میزنه زیر گریه..... ترکه میاد دلداری بده میگه: مرد که گریه نمی‌کن
 امروز روز جهانی بهترین دوست های جهانه . اگه من یکی از دوست های خوبت هستم این رو برام بفرست و این پیغام رو برای همه بفرست . ببین چند تاش به خودت بر می گرده؟ اگه 7 تاش بهت برگشت بدون دوست داشتنی هستی
 یه روز یه ترکه با خانوادش می رن پارک، کنار حوض وسط پارک وسایلشون رو پهن می کنن، یه دفعه پسرش بهش می گه: بابا من چایی می خوام برام می ریزی؟ همون موقع یه لر خوشتیپ با نامزدش میان اونجا. بعد پدره به پسرش چایی می ده. بعد دیگه همین، بهشون خوش می گذره و اینا
 دیگه عوض شده شخصیت های کارتون های دوران کودکیمون تغییر کردند. آقای سکسکه عمل کرده, می ره سر کار و می یاد و زندگیشو می ک.ن.ه! الفی دیگه از هیچی نمی ترسه! آلیس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده, آن شرلی هم موهاش رو مش کرده و هر شب تو یه پارتی تا صبح می رقصه. ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله! بامزی یه خرس بزرگ شد اما چند وقت قبل شکارش کردن ، پوستش رو می تونید تو اتاق خواب یه تاجر پولدار ببینید
 
از این پس بجای واژه اینترنت از واژه پارسی و ایرانی فیلترنت استفاده میکنیم
 به ترکه گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!...... گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت...... گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!..... گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت...... گفت:بازم نفهمیدم!....... گفتند:ای بابا...بابات رخت از این دنیا بربست....... بازم نفهمید!...... آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله...بابای خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت!
  
comment نظرات ()
جوکستان
نویسنده : محمد حسین - ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧

روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.
ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
*********************************************

یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»
*********************************************

یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
*********************************************
به یکی میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟
می گه: راهنمام گیر کرده!!
*********************************************
یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.
*********************************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!
اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم.

*********************************************
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.
*********************************************
شخصی به حمام رفت بدون اینکه موهایش را خیس کند به آن شامپو زد.
از او پرسیدند چرا این کار را کردی؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود برای موهای خشک.
*********************************************
از زرنگی می پرسن دو دوتا میگه چهارتا برای جایزه بهش چهارتا گردو می دن.
یه روز دیگه ازش می پرسن دو دو تا می گه یه گونی.
*********************************************
بابای یکی میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن.
بنده خدا خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌کنم!
*********************************************
روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟
می گه:نع...نع..نع!!!
*********************************************
از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟
خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی!
*********************************************
اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.
*********************************************
یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه .
ناظم در حال خروج از پرویز پرسید:چرا زودتر نیامدی بگویی؟
پرویز سری خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو میزد.
*********************************************
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
یک روز یکی دو تا دزد می گیره زنگ می زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.
بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌ کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!
*********************************************
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
*********************************************
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!
*********************************************
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
آرزوی سلامتی
روزی شخصی به عیادت دوستش رفت و حال او را پرسید.
او گفت: «تبم قطع شده ولی گردنم خیلی درد می کند.»
شخص عیادت کننده با خونسردی گفت:« امیدواریم آن هم قطع شود.»
********************************
نسخه دکتر
بیمار:« آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می کند!»
دکتر: «مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟»
بیمار: «چرا، پیچیدم دور انگشتم، ولی اثر نداشت!»
********************************
بیکاری
شخصی ساعتش کار نمی کرد. رفت گشت، برایش کار پیدا کرد.
********************************
به شرط چاقو
مردی بادکنک فروشی باز کرد، اما بعد ازمدتی ورشکست شد، چون بادکنک هایش را به شرط چاقو می فروخت.
********************************
در کلاس زیست شناسی
معلم:« سعید! دو تا حیوان دو زیست نام ببر.»
سعید:«قورباغه و برادرش.»
********************************
دروغگوها
اولی: «یک روز توپم را شوت کردم، رفت کره ماه، خورد توی سر یک نفر و برگشت.»
دومی: «عجب! پس آن توپی را که خورد توی سرم تو شوت کرده بودی؟»
********************************
نشانی
اتوبوس سرچهار راه رسید. پیرمردی از مسافرها، عصایش را روی پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« این جا چهار راه سعدی است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخیر، این جا ستون فقرات بنده است.»
********************************
فراموشی
مردی به مطب پزشک رفت و گفت: «آقای دکتر! چند وقتی است که بیماری فراموشی گرفته ام. چه کار کنم؟»
پزشک:« اول بهتر است تا فراموش نکرده ای، ویزیت مرا بدهی.»
********************************
در کلاس ریاضی
معلم:« ناصر! اگر حمید ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تای آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برایش می ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حمید را نمی شناسیم و کاری هم به کارش نداریم.»
********************************
تکرار تاریخ
پسری به پدرش گفت:« پدرجان! یادتان هست که می گفتید اولین دفعه که ماشین پدرتان را سوار شدید، ماشین را درب و داغان برگرداندید خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم یادتان هست که همیشه می گویید تاریخ تکرار می شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار دیگر تاریخ تکرار شد.»
********************************
آموزش
از مردی پرسیدند: «کباب را چطور می پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزی سررشته ندارم. آن را درست کنید، خوردنش را به شما یاد می دهم.»
********************************
وای ...!
مشتری: « این کت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتری: « وای! اون یکی چی؟»
فروشنده: « دو تا وای!»
********************************
پدر:« پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممکن است بفرمایید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید؟»
********************************
موش مردگی
یک نفر خودش را به موش مردگی می زند، گربه می خوردش.
********************************
در چشم پزشکی
پزشک:« متأسفانه چشم شما دوربین شده.»
بیمار: «آخ جان! پس می توانم یک حلقه فیلم بیندازم توش و چند تا عکس بگیرم.»
********************************
در کلاس درس
معلم:« بگو ببینم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقی دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجانی است، ولی برق خانه ما پولی است.»
********************************
یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!
********************************
شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!
********************************
راه گم کرده
ملا خود را از دست طلبکاران به مردن می زند، او را شستشو داده کفن می کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان می برند تا دفن کنند اما تشییع کنندگان راه قبرستان را گم می کنند و هر چه می گردند موفق نمی شوند به یافتن راه، ملا که طاقت خنگی آن ها را نداشت از میان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
********************************
کندن بال مگس
ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود!


ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
نویسنده : محمد حسین - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٧

گنه  کردم  گناهی  پر   ز لذت

 

کنار پیکری لرزان   و مدهوش

 

خداوندا چه می دانم چه کردم

 

در آن خلوتگاه تاریک و خاموش

 

در ان خلو تگه  تاریک و خاموش

 

نگه کردم بچشم  پر ز   رازش

 

دلم  در  سینه  بی تابانه  لرزید

 

ز خواهش های چشم پرنیازش

 

در آن  خلوتگه   تاریک و خاموش

 

پریشان   در کنار    او نشستم

 

لبش بر روی لب هایم  هوس ریخت

 

ز اندوه       دل دیوانه    رستم

 

فرو خواندم بگوشش قصه عشق

 

ترا می خواهم    ای جانانه من

 

ترا میخواهم ای آغوش جانبخش

 

ترا ای    عاشق       دیوانه من

 

هوس در دیدگانش شعله افروخت

 

شراب سرخ      در پیمانه رقصید

 

تن   من  در   میان   بستر    نر م

 

بر روی سینه اش مستانه لرزید

 

گنه  کردم  گناهی  پر      ز لذت

 

در آغوشی که گرم و آتشین بود

 

گنه    کردم     میان       بازوانی

 

که داغ و کینه جوی و آهنین بود

فروغ فرخزاد 
comment نظرات ()
اموزش زناشوی
نویسنده : محمد حسین - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٧
 تعریف رابطه جنسی از نوع سافت: سافت (SOFT) در لغت به معنی نرم میباشد اما منظور از سافت سکس (SOFT SEX) سکس به صورت نوازش کردن میباشد لازم به ذکر می دونم قبل از شروع توضیحات همینجا متذکر بشوم سافت سکس با اورال سکس تفاوت دارد و در جای خودش راجع به اورال سکس هم صحبت می کنم  سافت سکس یک سکس حاشیه ای میباشد به این معنی که در این نوع از رابطه جنسی عمل دخول به هیچ وجه انجام نمی گیرد قابل توجه آقاین ایرانی که تا اسم سکس میاد فقط یاد تنا یک نقطه حساس  همسرشون یا نامزدشون و یا دوست دخترشون می افتند زنها موجوداتی عجیب و با ظرافت بالایی هستند خداوند جنس زن را به گونه ای آفرید که می توان زن را مظهر لطافت و زیبایی به شمار آورد بدون شک هیچ زن و مردی را سراغ ندارم که با دیدن یک دختر زیبا یا یک خانم زیبا برنگشته باشد و او را حداقل دوبار نگاه کند البته این امر کاملا طبیعی به شمار می رود اعصاب حسی زنان در تمامی نقاط آنها قوی می باشند و حس لامسه آنها در حدود 20 تا 25 درصد قوی تر از جنس مخالف هم سن خودشون می باشد یک شوهر باید از این حس استفاده بهینه بکند یعنی تا جایی که امکان دارد همسر خود را نوازش کند نقاطی که زنان از نوازش کردن آنها لذت می برند و تا حدودی تحریک می شوند به ترتیب عبارتند از:بازی کردن با موهای زنان ، نوازش شقیقه ها ، نوازش پستانها ، نوازش ران پا ، نوازش کمر البته نوازش کردن هر جا اصول خاص خود را دارد بعنوان مثال برای نوازش کردن پاها بهتر است آروم ناخنهای انگشتان خود را به پاها مالش دهید یادتان باشد اگر می خواهید همسر خود را واقعا تحریک کنید و لذت زیادی را شامل حال همسر و خود کنید هرگز دست یا انگشتان خود را با واژن زن در تماس قرار ندهید تا حد زیادی به آن ناحیه نزدیک شوید و به آرامی اطراف آنرا لمس و نوازش کنید در این صورت از سوی غدد هیپوتالاموس فعال می شوند و توسط دستور مغز در صد زیادی از خون در آن قسمت مورد نوازش جمع می شود و همسر شما کم کم لذت را حس می کند و تحریک می شود سپس ابتدا با انگشتان خود و سپس با دست خود واژن زن را نوازش کنید به آرامی و با متانت بعد از لحظاتی به کار خود سرعت ببخشید و کمی هم فشار بیاورید بوسیدن از جمله کارهای مفید در سکس به صورت سافت می باشد گردن زنان یکی از حساس ترین نقطه ای  میباشد که با بوسه و لیسیدن یا مکیدن به شدت تحریک می شود و لذت زیادی دارد همینطور اینکار باعث بوجود آمدن بار عاطفی زیادی در همسر شما می شود  بعد از گردن لاله های گوش نیز حس مشاهبهی دراد اما یادتان باشد هرگز دندانهای شما با لاله گوش در تماس قرار نگیرد  لب لذت زیادی دارد البته انواع مختلفی هم دارد لب دادن با لب گرفتن تفاوت دارد لیسیدن انگشتان پا و اطراف آن لذت فوق العاده دارد حتما امتحان کنید و اگر تا به حال این کار را برای همسر خود انجتم نداده اید بهترین روش برای غافلگیر کردن آن می باشد  برای نوازش کردن کمر همسر خود از پشت ناخنها و به آرامی هر چه تمام تر کار را ادامه دهید همسر خود را نگاه کنید به آرامی در گوش او واژ ه هایی همچون دوست داشتن عشق و ... را بکار ببرید لیسیدن و مکیدن اندامها: یکی از کارهایی یک مرد حتما باید انجام دهد لیسیدن اندامهای همسر خود می باشد البته همیشه متذکر شدم قبل از هر نوع رابطه جنسی رفتن به حمام و پاک نگه داشتن سایر قسمتهای بدن ضرورت دارد شما مطمئن باشید لیسیدن هر نقطه ای از بدن همسرتان به او لذت می دهد از انگشتان پا گرفته تا گردن به آرامی و با متانت متاسفم که نمی توانم بعضی مسائل را باز بیان کنم در هر صورت من فکر می کنم اکثر زنان سکس سافت را بیشتر از هارد ترجیح می دهند چرا که در این صورت به اندامهای بدن زن آسیبی نمی رسد  و 100 درصد بار عاطفی بسیار بسیار زیادی هم برای مرد و هم برای زن دارد کلا زنان موجوداتی درونگرا می باشند خیلی سخت می توان تمایلات جنسی آنهارا شناسسایی کرد و بالعکس مردان که البته این طبیعی میباشد و خداوند یکی از غریزه های بارز در مردان و کلا جنس نر را غریزه جنسی قرار داده البته رابطه سافت برای مردان متفاوت می باشد و کارهایی که زنان باید انجام دهند را نباید فراموش کرد سکس یک رابطه دوطرفه می باشد چرا که رابطه جنسی در زندگی زناشویی برگرفته از عشق می باشد تحریک پذیری آقایان در حدود 30 درصد بیش از زنان می باشد در کل مردان زود تحریک می شوند و زود هم سرد می شوند این یک مطلب بسیار بسیار مهم می باشد بعضی از مردان حتی با دیدن کوچکترین برجستگی همسرشان تحریک می شوند اما تحریک پذیری مردان از نظر صوتی وصدا کمتر از زنان می باشد به این معنی که زنان حتی با شندیدن صدای همسرشان با Ranj و ولوم خاصی تحریک می شوند یعنی فرکانس خاصی از صدای آشنای شوهر باعث تحریک اندامهای جنسی می شود پس زنان را به آرامی صدا کنید اما صوت در مردان باعث تحریک زود رس می شود یعنی تنها برای چند لحظه کوتاه .ارضاء شدن در مردان بسیار متفاوت است یعنی زمان خاصی ندارد یک مرد شاید در کمتر از 5 دقیقه ارضاء می شود و مرد دیگر هم بیش از یک ساعت باید رابطه هارد داشته باشد تا ارضاء شود سافت سکس در مورد آقایان  محدود می باشد چرا که اعصاب تحریک پذیر در مردان تنها در چند نقطه از بدن آنها قوی می باشد  این نقاط عبارتند از:گردن : بوسیدن گردن لیسیدن و مکیدن گردن توسط زن بسیار آرامش بخش می باشدلب: کلا بوسیدن بار عاطفی زیادی دارد و یکی از نمادهای دوست داشتن حتی درآیین بودا بوسیدن بوده است لب گرفتن نیز انواع مختلف دارد که در جای خود قابل بحث می باشد اما مردان بیش از زنان از لب گرفتن و لب دادن لذت می برندنوازش سینه های مرد: البته این کار لذتی دو طرفه دارد بازی کردن با موهای سینه مرد را زنان زیادی دوست دارند این میل دو طرفه است و مردان نیز لذت می برندنوازش کردن اطراف آلت مردانگی: به آرامی نوازش کنیدسرانجام نوازش آلت مردانگی: برخی از زنان و دختران حتی بارها از من سئوال کرده اند که آلت مردان را چگونه باید نوازش کرد و یا چگوه باید آلت مردانگی را لیسید یا مکید  باید عرض کنم آلت مردان بر عکس زنان از پیچیدگی خاصی برخور دار نیست لمس کلیه قسمتهای آلت اذت بخش می باشد اما جریان خود در قسمت بالایی بیش از سایر قسمتها میباشد برای نوازش کردن آلت باید به آرامی این کار را انجام داد چراکه لایه پوستی آلت به علت خاصیت ارتجاعیی آن بسیار نازک و آسیب پذیر می باشد پیشنهاد من چرب کردن آلت با کرم یا ژلهای مخصوص می باشد در مورد لیسیدن و مکیدن این موضوع از حیطه بحث سافت سکس خارج است و مربوط به اورال سکس می باشد که در جای خود توضیح  میدهم
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
نویسنده : محمد حسین - ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٧

 یه باری به خارجیه میره خواستگاری بعد باباهه میگه مهریه 50 ملیون بعد ترکه مبگه: اووو شبی چند حساب کردین؟

 زن باید سه تا خاصیت داشته باشد:
اول اینکه نجیب باشد یعنی اینکه به جیب کاری نداشته باشد
دوم اینکه خانه دار باشد یعنی اینکه از خودش خونه داشته باشد
سوم اینکه مثل ماه باشد یعنی اینکه شب بیاد و صبح بره

 

 

تبسمی کوچک : زنی ناشناس یه (( برنارد شا )) نوشت : شما باهوش ترین مرد جهان هستید و من زیباترین زن دنیا ! پیشنهاد می کنم با هم ازدواج کنیم تا صاحب کاملترین بچه دنیا بشویم . (( برنارد شا )) در جواب نوشت : اگر بچه زیبایی را از من و هوش را از شما به ارث ببرد ٬ آن وقت چه خاکی به سرمان بریزیم  سکس برای انسان... مثل هوا برای نفس کشیدن و زندگی مهمه. سکس نقطه اوج لذت‌های کشف‌شده و کشف‌نشده آدم‌هاست. هر چیز داغی سکس نیست ولی سکس تموم چیزای داغه. سکس آدم رو به حرکت وادار می‌کنه و خون رو توی رگ‌ها به جریان میندازه و...دسته‌بندی انواع سکس:1- سکس سکرت.2- سکس قانونی.3- سکس زورکی.4- سکس من در آوردی.5-  سکس رمانیک.6- سکس یه نفری.7- سکسکه.و اما توضیحات بیشتر: 1- سکس سکرتدرجه بندی: خنثیاین نوع ارتباط یواشکی صورت می‌گیره.فراوان‌ترین نوع سکسه.عموما یه نفر توش مچاله می‌شه که عموما طرف ضعیف‌تره.اصولا بر پایه شهوت صورت می‌گیره.توی این رابطه وعده و وعید زیاد ردوبدل می‌شود.لذتش از همه انواع سکس زیادتره.شرایط و موقعیت‌های خاصی رو می‌طلبه.خطریه.عواقب داره.و.... 2- سکس قانونیدرجه‌بندی: مثبت و منفیاسمش ازدواج یا زناشویی است.همون سکس سکرته که تابلو شده.انگار که دونفر داد بزنن آی‌ی‌ی‌ی‌ی ما می‌خوایم از این به بعد شبا با هم بخسبیم!توی این رابطه گاهی هر دونفر و گاهی یه نفر مچاله میشن.مثلا، در امتداد دوست داشتن و عشق صورت می‌گیره.هدف داره و موجب بقای نسل می‌شه.همه حداقل یه بار تجربه‌اش می‌کنند.مبارکه. 3- سکس زورکیدرجه‌بندی: فوق العاده منفیاصولا بر پایه تمایلات شدید شهوانی و حیوانی صورت می‌گیره.همیشه توی این رابطه جنس نر نقش تجاوز‌گر رو بازی می‌کنه.اونقدر کثیفه که در موردش حرفی نزنم بهتره. 4- سکس من در آوردیدرجه‌بندی: منفیاسمش صیغه است.مثلا قانونیه.مثلا برای ثواب کردن انجام می‌شه.سکس سکرت رو می‌شه به این نوع سکس ترجیح داد.اونقدر لوث و احمقانه است که آدم عقش می‌گیره.زن عملا توی این رابطه به طور کاملا قانونی و رسمی دست به دست می‌شه.متاسفم. 5- سکس رمانتیکدرجه‌بندی: عالییه اتاق نیمه تاریک.شمع روشن.عطر مست کننده پیچیده در فضا .موسیقی ضربان پر خواهش دو قلب.بوسه و اشتیاق لمس.نهایت دیوونگی عاشقانه.عشقبازی همیشگی.حرارت، تب، رویا و خلسه.... 6- سکس یه نفریدرجه‌بندی: منفیاسمش خودارضاییه.همه چی خلاصه می‌شه.یه عمل منفعلانه و بدوی.و رواج فوق العاده. 7- سکسکهدرجه‌بندی: ؟؟؟رابطه جنسی مری و معده که صدای اون از دهن می‌زنه بیرون!یه رابطه فوق العاده زورکی.و شاید عاشقانه.و چقدر بعضیا بی‌رحم هستند که در موقع سکسکه آب می‌خورند.
 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
چگونگی استفاده از کاندوم مردانه
نویسنده : محمد حسین - ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٧
 نشاط پیام بده دوستت دارم از وبلاگ خلوت دل

چگونگی استفاده از کاندوم مردانه

 قبل

قبل ازنزدیکی و مقاربت:


با دقت بسته کاندوم را باز کنید تا کاندوم پاره نشود.( از قیچی و یا چیزهای تیزمانند ناخن و یا دندان برای باز کردن آن استفاده نکنید.)
کاندوم را پیش از استفاده از حالت رول و پیچ خورده باز نکنید. اگر شما ختنه نکرده هستید ابتدا پوسته بالایی را عقب کشیده کاندوم را برروی آلت تا انتهای قسمت سخت آلت بکشید. دقت کنید که اگر احیاناً کاندوم را برعکس بر روی آلت قرار داده اید سعی نکنید که مجدداً آن را برگردانید. حتماً ازیک کاندوم جدید استفاده کنید

افرادی که از راه تماس جنسی امرار معاش می کنند، یکی از گروه های در معرض خطر با ریسک بسیار بالا می باشند.

موضوع و اصطلاحی به نام "خودفروشی" از گذشته های بسیار دور، در تاریخ بسیاری از جوامع مطرح بوده و از آن یاد شده است. بررسی و ارزش گذاری بر روی این اصطلاح، اخلاقی بودن و یا غیر اخلاقی بودن آن خارج از بحث امداد ایدز می باشد. در این قسمت ما سعی می کنیم که تنها به بررسی راه هایی که باعث کمتر کردن ریسک انتقال در بین این افراد و به طبع آن کمتر کردن خطر انتشار از طریق این گروه به جامعه بپردازیم.

بسیار مهم است که قبل از تماس و داشتن رابطه جنسی برای مشتری خود کاملاً روشن و واضح مشخص کنید که شما چه کارهایی را انجام می دهید وچگونه انجام می دهید. همچنین مشخص کنید که چه کارهایی را تحت هیچ شرایطی و در هیچ صورتی انجام نخواهید داد. فقط دراین صورت شما شانس این را خواهید داشت تا شرایط را در کنترل خود داشته و قواعد کار را تعین کنید.

مشتری هایی هم هستند که مایل نیستند از کاندوم استفاده کنند. برای محافظت از خودتان در چنین شرایطی دو راه وجود دارد تا خودتان را در برابر خطر آلودگی محافظت کنید. راه اول این است که شما مشتری خود را جواب کرده و خطر را از خود دور کنید و در صورتی که شما هنوزتمایل دارید یک رابطه جنسی با مشتری خود برقرار کنید به شکلی باشد که دخول انجام نگیرد و از تماس مستقیم دهانی با عضو جنسی خودداری کنید. بخش "رابطه جنسی امن تر" را نیز به دقت مطالعه نمایید.

بهانه هایی برای عدم استفاده از کاندوم

 

بهانه هایی که ممکن است از اشخاص بشنوید تا از استفاده کاندوم طفره روند و پاسخی که می توانید بدهید.

◄ آیا به من اعتماد نداری؟


- مسئله بر سر اعتماد داشتن نیست، آدم ممکن است که آلوده باشد بدون اینکه به آن آگاهی داشته باشد.


◄ من زمانی که از کاندوم استفاده می کنم احساس لذت ندارم.
- شاید یک راهی احتیاج داری که مدت آمیزش بیشتر ادامه پیدا کند و کاندوم برای رفع مشکل زود ارضایی کمک می کند.


◄ من نمی توانم نعوذ بمانم وقتی که کاندوم را روی آلتم می کشم.
- من در کشیدن آن به تو کمک خواهم کرد و کمک می کنم که نعوذ بمانی.

◄ من با خودم کاندوم همراه ندارم.


- من همراه دارم.


◄ من قرص ضد حاملگی استفاده می کنم، تو احتیاجی به استفاده از کاندوم نداری.
- من دوست دارم که به هر حال استفاده کنم. آن به ما کمک می کند که آلوده گی های احتمالی پیش نیاید.


◄ اما من عاشق تو هستم.


- بنابراین تو کمک خواهی کرد که سلامت بمانیم.
◄ فقط همین یکبار
- یکبار می تواند همه چیزی اتفاق بیفتد.

◄ من می ترسم که فکر کند به او اعتماد ندارم اگر بگویم که کاندوم استفاده کند.
- وقتی که شما نتوانید به او بگویید احتمالاً به او اعتماد ندارید.

وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه

 وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

 از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت میسوزم

 کاشکی بودیو میدیدی که چی آوردی به روزم

حالا عکست تنها یادگاره از تو

 خاطراتت تنها باقی مونده از تو

 وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم

داشتن شریک جنسی آن چیزی که مهم است، لذت بردن و رضایت هر دو طرف ازاین ارتباط می باشد. لذت و رضایت ازهر آنچه که انجام می دهید و همه آن چیزهایی که بر روی شما انجام می شود.

رابطه جنسی بین دو شخص نه فقط برای ارضای تن، بلکه همچنین برای رضایت و سلامت روح و روان می باشد. شکل های گوناگونی از ارتباط بین انسان ها وجود دارد چه رابطه با مرد، رابطه با زن، غیر همجنس و همجنس. ستایش، معاشقه، بوسیدن، نوازش و یکدیگر را به اوج لذت رساندن.

در یک رابطه جنسی اجازه بدهید هر کاری که به شما احساس رضایت می دهد انجام گیرد. اما اجازه ندهید چیزی را که به آن میل ندارید و یا از آن لذت نمی برید، انجام پذیرد. از همه مهم تر تحت هیچ شرایطی سلامت خود را با انجام کارهای خطرناک به بازی نگیرید و در این مورد سهل انگاری نکنید.


با دقت بسته کاندوم را باز کنید تا کاندوم پاره نشود.( از
قیچی و یا چیزهای تیزمانند ناخن و یا دندان برای باز کردن آن استفاده نکنید.)
کاندوم را پیش از استفاده از حالت رول و پیچ خورده باز نکنید. اگر شما ختنه نکرده هستید ابتدا پوسته بالایی را عقب کشیده کاندوم را برروی آلت تا انتهای قسمت سخت آلت بکشید. دقت کنید که اگر احیاناً کاندوم را برعکس بر روی آلت قرار داده اید سعی نکنید که مجدداً آن را برگردانید. حتماً ازیک کاندوم جدید استفاده کنیدافرادی که از راه تماس جنسی امرار معاش می کنند، یکی از گروه های در معرض خطر با ریسک بسیار بالا می باشند. موضوع و اصطلاحی به نام "خودفروشی" از گذشته های بسیار دور، در تاریخ بسیاری از جوامع مطرح بوده و از آن یاد شده است. بررسی و ارزش گذاری بر روی این اصطلاح، اخلاقی بودن و یا غیر اخلاقی بودن آن خارج از بحث امداد ایدز می باشد. در این قسمت ما سعی می کنیم که تنها به بررسی راه هایی که باعث کمتر کردن ریسک انتقال در بین این افراد و به طبع آن کمتر کردن خطر انتشار از طریق این گروه به جامعه بپردازیم. بسیار مهم است که قبل از تماس و داشتن رابطه جنسی برای مشتری خود کاملاً روشن و واضح مشخص کنید که شما چه کارهایی را انجام می دهید وچگونه انجام می دهید. همچنین مشخص کنید که چه کارهایی را تحت هیچ شرایطی و در هیچ صورتی انجام نخواهید داد. فقط دراین صورت شما شانس این را خواهید داشت تا شرایط را در کنترل خود داشته و قواعد کار را تعین کنید.مشتری هایی هم هستند که مایل نیستند از کاندوم استفاده کنند. برای محافظت از خودتان در چنین شرایطی دو راه وجود دارد تا خودتان را در برابر خطر آلودگی محافظت کنید. راه اول این است که شما مشتری خود را جواب کرده و خطر را از خود دور کنید و در صورتی که شما هنوزتمایل دارید یک رابطه جنسی با مشتری خود برقرار کنید به شکلی باشد که دخول انجام نگیرد و از تماس مستقیم دهانی با عضو جنسی خودداری کنید. بخش "رابطه جنسی امن تر" را نیز به دقت مطالعه نمایید.بهانه هایی برای عدم استفاده از کاندوم  بهانه هایی که ممکن است از اشخاص بشنوید تا از استفاده کاندوم طفره روند و پاسخی که می توانید بدهید. آیا به من اعتماد نداری؟
– مسئله بر سر اعتماد داشتن نیست، آدم ممکن است که آلوده باشد بدون اینکه به آن آگاهی داشته باشد.

من زمانی که از کاندوم استفاده می کنم احساس لذت ندارم.
– شاید یک راهی احتیاج داری که مدت آمیزش بیشتر ادامه پیدا کند و کاندوم برای رفع مشکل زود ارضایی کمک می کند.

من نمی توانم نعوذ بمانم وقتی که کاندوم را روی آلتم می کشم.
– من در کشیدن آن به تو کمک خواهم کرد و کمک می کنم که نعوذ بمانی.

من با خودم کاندوم همراه ندارم.
– من همراه دارم.

من قرص ضد حاملگی استفاده می کنم، تو احتیاجی به استفاده از کاندوم نداری.
– من دوست دارم که به هر حال استفاده کنم. آن به ما کمک می کند که آلوده گی های احتمالی پیش نیاید.

اما من عاشق تو هستم.
– بنابراین تو کمک خواهی کرد که سلامت بمانیم.
فقط همین یکبار
– یکبار می تواند همه چیزی اتفاق بیفتد.

من می ترسم که فکر کند به او اعتماد ندارم اگر بگویم که کاندوم استفاده کند.
– وقتی که شما نتوانید به او بگویید احتمالاً به او اعتماد ندارید.
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت میسوزم کاشکی بودیو میدیدی که چی آوردی به روزمحالا عکست تنها یادگاره از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودمداشتن شریک جنسی آن چیزی که مهم است، لذت بردن و رضایت هر دو طرف ازاین ارتباط می باشد. لذت و رضایت ازهر آنچه که انجام می دهید و همه آن چیزهایی که بر روی شما انجام می شود. رابطه جنسی بین دو شخص نه فقط برای ارضای تن، بلکه همچنین برای رضایت و سلامت روح و روان می باشد. شکل های گوناگونی از ارتباط بین انسان ها وجود دارد چه رابطه با مرد، رابطه با زن، غیر همجنس و همجنس. ستایش، معاشقه، بوسیدن، نوازش و یکدیگر را به اوج لذت رساندن. در یک رابطه جنسی اجازه بدهید هر کاری که به شما احساس رضایت می دهد انجام گیرد. اما اجازه ندهید چیزی را که به آن میل ندارید و یا از آن لذت نمی برید، انجام پذیرد. از همه مهم تر تحت هیچ شرایطی سلامت خود را با انجام کارهای خطرناک به بازی نگیرید و در این مورد سهل انگاری نکنید.
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
نویسنده : محمد حسین - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ فروردین ،۱۳۸٧
استان همدان با وسعتی حدود 20000 کیلومتر مربع و بیش از 2 میلیون نفر جمعیت، در غرب ایران قرار گرفته است با 8 شهرستان به نامهای: همدان- ملایر- نهاوند- تویسرکان- اسدآباد- کبودرآهنگ- بهار و رزنجاذبه های همدان
· آرامگاه بوعلی
·
آرامگاه باباطاهر
·
کتیبه گنجنامه
·
مجسمه شیرسنگی
·
گنبد علویان
·
برج قربان
·
مسجد جامع
·
مقبره استر و مردخای
·
سد اکباتان
·
تپه عباس آباد
·
پیست اسکی تاریک دره
·
موزه بوعلی
·
موزه تاریخ طبیعی
·
موزه هگمتانه
·
امامزاده شاهزاده حسین
·
امازاده یحیی
·
امامزاده محسن
·
امامزاده هادی ابن علی
·
امامزاده اهل بن علی
·
امامزاده اسماعیل
جاذبه های ملایر
· پارک سیفیه
·
مسجد جامع
·
تپه توشیجان
·
رودخانه حرم آباد
·
کوههای سرده و گرمه
·
مسجد شیخ الملوک
·
امامزاده عبدالله
·
امامزاده زبیده خاتون
جاذبه های نهاوند
· ستون سلوکی
·
میدان قیصریه
·
مسجد جامع
·
حمام حاج آقا تراب
·
سراب گیان
·
سراب فارسیان
·
سراب ملوسان
·
سراب گاماسیاب
·
مقبره باباپیره
·
بند لیلی یادگار
جاذبه های تویسرکان
· مقبره حیقوق نبی
·
آرامگاه میر رضی الدین
·
مدرسه علمیه شیخ علیخان زنگنه
·
کاروانسرای فرسفج
·
شاهزاده ناصر
·
امامزاده کوه
·
امامزاده شاهزید
·
کمربسته سرکان
·
منطقه خان گرمز
·
آبشار افشار
·
رودخانه خرم رود
·
رودخانه سرابی
·
کاروانسرای شاه عباس مربوط به دوره صفویه
جاذبه های کبودرآهنگ
·
غار علیصدر
·
حمام سنگی
·
قلعه کیکاووس
·
امامزاده ذوالفقار
·
امامزاده راهب
جاذبه های اسدآباد
· مسجد شاه تهماسب
·
سنگ نوشته های سلطانی
·
کتیبه سلطانیه
·
کتیبه یادبود سید جمال
·
رودخانه گردنه
·
حمام دوره صفویه
·
مسجد میرزا آقا جانی
·
آب انبار شاه عباس
·
تالاب پیرسلمان
·
تالاب دربند
·
امامزاده پیر سلمان
جاذبه های رزن
·
مارچهل دم
·
آب معدنی سیکندران
·
امامزاده اظهر
جاذبه های بهار
·
لالجین
·
آرامگاه حاج شیخ محمد بهاری
·
دشت بهار

 سوغات استان همدان

سفال و سرامیک، چرم و کالای چرمی، فرش، گلیم و جاجیم، انگشت پیچ، سیر، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور.
سوغات ملایر
انگور، شیره، کشمش سبز و تیزابی، باسلق، سجق، عسل، منبت کاری، فرش، گلیم، گیوه
سوغات تویسرکان
گردو، بادام، پشمک، نقل و نبات، عسل، سماق، منبت کاری، صابون محلی، انواع آلو، شاطه حلوا.
سوغات نهاوند
گز، لواشک، سنل، آلو، خیارشور، حلوا گردویی، عسل، نقل
سوغات اسد آباد
رب گوجه فرنگی، مویز، شیره غار علیصدر یکی از بی نظیر ترین و خوش منظره ترین غارهای طبیعی قابل قایقرانی جهان است که در روستای علیصدر از توابع غار علیصدر یکی از بی نظیر ترین و خوش منظره ترین غارهای طبیعی قابل قایقرانی جهان استغارهای دیدنی و تاریخی رامسرغارگرگرلوکا: غار یاغی لوکا :غار بام بامه :غار شب پره چال :
comment نظرات ()
شب زفاف
نویسنده : محمد حسین - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٦

بسوی زفاف

پاره شدن پرده بکارت ، در حقیقت نمود خارجی جریانی بسیار پیچیده است که باید آن را آغاز "زنانگی" و پایان "دوشیزگی" شمرد.
تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست که اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی " شرم " نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو کرد.
در حقیقت چون زن در این مرحله که وارد حیات زناشویی می گردد دگرگونی مهمی در برابر خود می بیند و به زندگی آینده و مسوولیت ها و خطرهای آن می اندیشد و از آن واهمه دارد. همه این واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شایسته توجه است.
این وظیفه شوهر است که وجود این هراس فطری زن را دریابد و همواره آن را به یاد داشته باشد.بهترین فرصت برای جلب اطمینان زن همین دوره کوتاه است.

معروف است که زفاف را نباید با جبر آغاز کرد ، ما می گوییم در کار پاره شدن پرده دوشیزگی نه تنها جبر نباید در کار باشد بلکه این عمل باید دنباله و نتیجه نوازشی صبورانه و معاشقه ای جانانه باشد و شوهر باید عروس را به تدریج متمایل و راغب به عمل نماید نه آن که با شتابکاری و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خویش را فرو نشاند. در این صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراین شوهر در شب زفاف باید تمام تمهیدات لازم را به کار گیرد و در نهایت ملایمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترین اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده می کند که به آسانی التیام پذیر نخواهد بود و گاه تا پایان زندگی زناشویی آثار آن بر جای می ماند.

از نظر روانشناسی این دردهای روحی منجر به پیدایش هزاران نوع اختلالات فکری ، غم و اندوه مزمن می گردد که درمان آن بسیار مشکل خواهد بود زیرا اغلب منشا و علت اصلی آن ناشناخته می ماند.

در واقع علت سرد مزاجی بسیاری از زنانی که لذت جنسی نمی برند آن است که در شب زفاف ناگواری دیده و رنج و تب روحی کشیده اند و این تالمات در ضمیر پنهان آنها مانده و اختلالات جسمی و روانی بعدی را با خود آورده است.

بسیاری از امراض دیگر چون پریشان خیالی و بیماریهای عصبی غالبا در اثر همین رویدادهای به ظاهر کوچک شب زفاف ایجاد می شود و گاهی این عوارض روحی به قدری پیچیده و شدید می شود که روان پزشک باید مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمینان بیمار ، شاید موفق به کشف ریشه اصلی اختلال گردد. این است که باز تکرار می کنیم در نوازش و مهربانی و رعایت حال تازه عروس به ویژه در شب رفاف به هیچ نباید کوتاهی کرد.
هیچ دختری فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه می خواهد بکند و اگر حجب و حیای عروس یا هر علت ناشناخته دیگر مانع از آن است که به میل تسلیم شود بهتر است یک شب یا حتی شبهای متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسمانی خو بگیرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسی شود.

عمر انسان آن قدر کوتاه نیست که چنین شتابکاری لازم باشد و به خصوص در این دوره ، صبر و متانت و حوصله به پیروزی و کامروایی خواهد انجامید.

در اینجا باید یادآور شویم اگر داماد به دلیل ضعف نفس و سستی در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتیجه نمی رسد و لازم است اصرار در این باره خیلی ملایم و صبورانه باشد.

اصولا زن وقتی هم حاضر و راغب به تسلیم است طبیعتا می خواهد بر او ظفر یابند ولی بین فتح عاشقانه و استیلای وحشیانه تفاوت بسیار است و مرد باید با فراست دریابد که هنگام دخول فرا رسیده است.

به طور کلی در هفته های اول ازدواج برای نزدیکی نباید پافشاری کرد جز آن که عروس خود ابراز تمایل کند.شوهر اگر عیبی در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نباید آن را آشکار کند یا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگین شود و آن را مایه حقارت پندارد.  شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب رو تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد.
منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه میکنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .
ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند.
همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت .
اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :
1-
درد به علت پارگی پرده بکارت .
این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .
2-
درد به علت دخول
این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.

در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :  
1-
معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم
2-
استفاده از ژل لوبریکانت
3-
بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.
4-
دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
5-
درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.

پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمیشود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید.
تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود.


ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
نویسنده : محمد حسین - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦

*** پیام عاشقی ***    

سلام من فرزاد هستم سلام بر مردم ایران و سلام دو چندان به مردمان خون گرم شهرستان چالوس روستای کجور و میخساز، شهرستان نوشهر، بخش کجور روستای جواهر ده، روستای جنت رودبار روستای دو هزار برسه روستای سه هزار درجان روستای کلاردشت، کردیچال و کلمه، روستای لاویج رییس کلا، کرچی، شهرستان نور، بخش چمستان، روستای جوربند، شهرستان نور، بخش چمستان مازندران و  روستای مختار، شهرستان یاسوج روستای دلی بهرام بیگی، شهرستان دنا روستای کریک، شهرستان دنا روستای چشمه بلقیس چرام، شهرستان کهگیلویه، بخش چرام روستای دیشموک، شهرستان کهگیلویه روستای مارین، شهرستان گچسارانروستای سیمین ابرو، بخش مرکزی همدان

روستای ورکانه، بخش مرکزی همدان

روستای خاکو، بخش مرکزی همدان

روستای حبشی، شهرستان اسدآباد روستای علیصدر، بخش گل تپه، همجوار غار علیصدر

روستای ماجولان، بخش شاهرود روستای کزج، بخش خورش رستم

روستای برندق، بخش خورش رستم روستای انار، بخش لاهرود، همجوار گورستان باستانی روستای برزند، بخش انگوت گرمی، همجوار آتشکده برزند روستای شهر مجن، شهرستان شاهرود، بخش بسطام روستای قلعه نوخرقان، شهرستان شاهرود روستای فرومد، شهرستان شاهرود، بخش میامی روستای دیباج، شهرستان دامغان، بخش مرکزی

روستای رامه و قالیباف، شهرستان گرمسار، بخش آرادان

روستای ملاده، شهرستان سمنان، بخش سرخه، همجوار آرامگاه شیخ

علاء الدوله سمنانیروستای رویین، بخش مرکزی اسفراین

روستای اسفیدان، بخش گرمخان بجنورد

روستای درکش، شهرستان مانه و سملقان

روستای انجدان، بخش مرکزی اراک

روستای هزاوه، بخش مرکزی اراک

روستای وفس، بخش مرکزی کمیجان

روستای جاسب، بخش مرکزی دلیجان

روستای کاروانسرا، بخش مرکزی اراکروستای خوین، بخش حلب

روستای قروه، شهرستان ابهر

روستای شاه نشین، بخش آب

روستای گلابر، بخش مرکزی ایجرود، همجوار سد عظیم گلابر

روستای عمرانی (عزیز آباد)، شهرستان گناباد بخش مرکزی

روستای اخلمد، شهرستان چناران، بخش مرکزی

روستای ابرده سفلی، شهرستان مشهد، بخش طرقبه

روستای مزینان، شهرستان سبزوار، بخش داورزن،

روستای باغستان، شهرستان  فردوس، بخش مرکزی

روستای بار، شهرستان نیشابور، بخش تحت جلگه

روستای دیزباد علیا، شهرستان نیشابور، بخش زبرخان روستای بزد، شهرستان تربت جام، بخش مرکزی 

روستای باجگان، بخش مرکزی بافق

روستای قطروم، بخش مرکزی بافق

روستای شادکام، بخش مرکزی بافق

روستای ده بالا، بخش مرکزی تفت

روستای طرزجان، بخش مرکزی تفت

روستای اسلامیه، بخش مرکزی تفت

روستای توران پشت، بخش مرکزی تفت

روستای سانیج، بخش مرکزی تفت

روستای کرخنگان، بخش مرکزی خاتم

روستای سریزد، بخش مرکزی خاتم

روستای منشاد، بخش مرکزی خاتم

روستای مافونیک، بخش مرکزی سربیشه

روستای چنش، بخش مورسربیشه،

روستای چشمه، بخش مرکزی فارسان

روستای یاسه چا، بخش سامان

روستای هوره، بخش سامان

روستای امام قیس، بخش گندمان

روستای شیخ علیخان، بخش مرکزی کوهرنگ

روستای گیو، بخش  خلجستان

روستای دره قاهان، بخش خلجستان

روستای وشنوه، بخش میم، همجوار غار تاریخی وشنوه

روستای صلوات آباد، شهرستان بیجار

روستای اورامان تخت، شهرستان سروآباد

روستای پالنگان، شهرستان کامیاران

روستای خسروآباد گروس، شهرستان بیجار

روستای نگل، شهرستان سنندج

روستای اوینگ، شهرستان سنندج

روستای نوره، شهرستان سنندج

رود فاریاب،

روستای نایبند، بخش عسلویه

روستای طاهری(سیراف

روستای سیرچ، شهرستان کرمان، بخش شهداد

روستای کوهپایه، شهرستان کرمان

روستای بید خوان، شهرستان بردسیر

روستای دلفارد، شهرستان جیرفت

روستای خبر، شهرستان بافت

روستای طرز، شهرستان راور

روستای هنزا، شهرستان بافت

روستای لاله زار، شهرستان بردسیر

روستای سه کوهه، بخش شیب

روستای لادیز، بخش میرجاوه

روستای تمین، بخش میرجاوه

روستای آبادان، بخش مرکزی ایرانشهر

روستای ناهوک، بخش جالق سرادان

روستای کجور، بخش مرکزی سرباز

روستای بریس، بخش دشتیاری چابهار

روستای شهر مجن، شهرستان شاهرود، بخش بسطام

روستای قلعه نوخرقان، شهرستان شاهرود، بخش بسطام

روستای فرومد، شهرستان شاهرود، بخش میامی

روستای دیباج، شهرستان دامغان، بخش مرکزی

روستای رامه و قالیباف، شهرستان گرمسار

روستای ملاده، شهرستان سمنان، بخش سرخه

روستای مافونیک، بخش مرکزی سربیشه

روستای چنش، بخش مورسربیشه

اهل هر کدوم از موارد بالا بودی برام پیام بزار و بگو اهل همون محل هستم  خوشحال میشم بیشتر باهتون آشنا شم  البته اگه افتخار بدهید


ادامه مطلب...
comment نظرات ()